یه بار کارنامم رو خراب کرده بودم، به یه مرده تو خیابون قضیه رو گفتم که بیاد خودشو پدرم چا بزنه کارناممو بگیره،یارو قبول کرد رفتیم کارنامه رو گرفتیم،یهو جلو مدیر و ناظم زاااااارت خوابوند تو گوشم که این چه وضع درس خوندنه؟! منم زارت یدونه زدم بهش گفتم به تو چه دیوث !!! ناظم گرخیده بود گفت اینا دیگه کین؟ یارو کمربندشو در اورد افتاد دنبالم تو حیاط مدرسه... خلاصه دیگه از اون به بعد کارناممو میدن به خودم...
از دیگه از فانتزیهای بنده اینه که با یه بارونی چرم بلند مشکی برم توی پمپ بنزین و همنیجوری که از پمپ بنزین دور میشم سیگارمو یه پُک بزنم و بندازم زمین و همینجور که دارم از اونجا دور میشم پشتش انفجار و آتیش باشه و توی یه باد عجیب که شروع به وزیدن میکنه از اونجا دور شم روانی هم خودتی
میگن ایرانیا مرده پرستن نگید نه … ” عسل بدیعی ” که نه من و شاید 7۰٪ درصد مون ندونیم بازیگر کدوم فیلم بود مرده، الان کل نت شده اخبار مرگ اون فک کنم الان از دوره حیات و بازیگریش بیشتر معروف شده !!!