خستگی و سرما تو جونم رخنه کرده... نگاه میکنم به آسمون سیاه و ابری این شب و منتظر اولین شاخه نور ماه میمونم تا به چشمم بخوره... پشت کمرم، نزدیک شونهام شروع میکنه به خارش... اول کمه اما به تدریج زیاد میشه... تنم گــُر گرفته و عرق سرد نشسته روی بدنم... پتو رو از دورم رها میکنم و با پنجه ها و ناخونام شروع میکنم به خاروندن پشتم... انقدر محکم میخارونم که پوستم کنده میشه و خون ازش شـره میکنه... تو حال خاروندن پنجه هام گیر میکنن به یه استخون نرم که انگار جاش اونجا نیست...
... استخون شروع میکنه به رشد کردن و از پشت کمرم میاد بیرون... تنم تشنج میکنه و استخون دوم از سمت راست پشتم هم میزنه بیرون...
چشمام سیاهی میرن و چاردست و پا به زمین میوفتم... تنم خیس عرقه و مثل بید میلرزم...
سرم رو بالا میگیرم و به قرص کامل ماه نگاه میکنم... روی دو پام به سختی وای میستم و با دستام استخونهای بیرون اومده رو لمس میکنم... استخونهایی که حالا پوشیده شده از پرهای مشکی...
سرم رو به پشت میچرخونم و روی کمرم دو تا بال مشکی رو میبینم که میتونم تکنوشون بدم...
عرق رو از پیشونیم پاک میکنم و روی لبه پشت بوم می ایستم...
دو تا بال میزنم و بعد... میپرم............................................
نیم ساعت بعد نور چرخون قرمز آمبولانس روی دیوارها دیده میشه...
دوســـت دارم این نوک پنجـــــه بلنــد شدن ها رو و بــوســــیدن لبـــــــ های تـــــــــو را همـان لحــظه هایی که تــو یک عــــالمه مــَــــرد مـــی شی و مــَـــــن یـک عــالــمه زن !! @$$ M ! L @ D $$
سومیییییییین طلا.......محسن کائيدي در رقابت هاي روز سوم پارالمپيک و در رشته پرتاب نيزه با پرتابي به طول 38.30 متر ضمن شکست رکورد جهاني، موفق به کسب مدال طلا شد.
ز من هر آن که او دور ، چو دل به سينه #نزديک ، به من هر آنکه نزديک ، از او #جدا-جدا من / نه #چشم دل به سويي ، نه باده در سبويي ، که تر کنم گلويي ، به #ياد #آشنا من / ستاره ها نهفته در #آسمان-ابري ، #دلم-گرفته-اي-دوست ، هواي #گريه با من ، هواي گريه #با-من
13 سال و 3 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 14 دقيقه قبل#همایون-شجریان
13 سال و 3 ماه و 1 روز و 3 ساعت و 13 دقيقه قبل