مینا
نرنجم که با دیگری خو کنی..تو با من چه کردی که با او کنی؟؟!!
مینا
برای تو که نه، ولی دلم برای روزهای با هم بودنمان تنگ شده... برای تو که نه، ولی برای " مواظب خودت باش " شنیدن، دلم تنگ شده .. برای تو که نه، ولی برای دلی که نگرانم می شد، دلم تنگ شده... راستش برای اینها که نه، ولی برای خودت، دلم خیلی تنگ شده!....
مینا
هیچ می دانی چرا چون موج در گریز از خویشتن پیوسته می کاهم? زان که بر این پرده ی تاریک این خاموشی نزدیک آن چه می بینم نمی خواهم و آنچه می خواهم نمی بینم ... !
مینا
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن دکتر علی شریعتی
مینا
آنقدر فریادهایم را سکوت کرده ام که اگر به چشمانم بنگری کر می شوی...
مینا
به فرض که در خیابان در مترو در خانه در خرابه ها در آسمان در دفتر خاطرات میان گورهای تشنه و ثانیه های عطرآگین و مه آلود جدایمان کنند لب هایمان عمریست که مرده اند این بوسه های هرگز ناگشوده را تا چه زمان اسیر خواب هایم نگاه دارم؟