مینا
یه مرد حتی اگه چهار تا استخون پوسیده هم باشه گاهی میشه تکیه گاهت , گاهی سایه سرت , گاه انگیزه زندگیت , ممکنه بشه همه وجودت . اصلا مگه میشه بدون مرد زندگی کرد ؟!!! مگه میشه پدر نداشت ؟! قید برادر رو زد ؟! بدون عشق زندگی کرد ؟!!! فقط کافیه یه مرد , مرد باشه ... میشی بیخیال دنیا , اصلا اون میشه همه ی دنیات ...تقدیم به همه اونایی که تو زندگیشون مــــــــــــــــــــــــرد واقعین...
مینا
نسترن جون روی بازی با کلمات کلیک کن عضو گروه میشی با آخرین حرف کلمه آخر یه کلمه جدید میگی!!! سر کاریه!!!
مینا
وقتي پشت سر پدرت از پله ها مياي پايين و ميبيني چقدر آهسته ميره ، ميفهمي پير شده ! وقتي داره صورتش رو اصلاح ميکنه و دستش ميلرزه ، ميفهمي پير شده ! وقتي بعد غذا يه مشت دارو ميخوره ، ميفهمي چقدر درد داره اما هيچ چي نميگه... و وقتي ميفهمي نصف موهاي سفيدش به خاطر غصه هاي تو هستش ، دلت ميخواد بميري
مینا
وقتی که دیگر نبود من به بودنش نیازمند شدم وقتی که دیگر رفت من به انتظار آمدنش نشستم وقتی که دیگر نمیتوانست مرا دوست بدارد من او را دوست داشتم وقتی که او تمام کرد من شروع کردم وقتی که او تمام شد من آغاز کردم چه سخت است تنها متولد شدن مثل تنها زندگی کردن است مثل تنها مردن دکتر علی شریعتی
مینا
دیشب باران قرار با پنجره داشت...روبوسی آبدار با پنجره داشت..یکریز به گوش پنجره چک چک کرد...چک چک چک چک چکار با پنجره داشت؟!...
مینا
میدونی غربت یعنی چی؟ یعنی از صدا و نگاه کسانی که دوستشون داری دور باشی...