یلدا
پارسال زیر باران، با او راه می رفتم ... امّا... امسال، راه رفتنش را با دیگری، زیر باران اشکهایم دیدم... شاید باران پارسال، اشکهای شخصی دیگر بود!!!
یلدا
کدامیک از ما بدجنس تریم؟ من؟ که آرزوی کشیدن موهایت یکدم رهایم نمی کند؟ یا تو؟ که همیشه هوس کندن گوش هایم آزارت می دهد؟ بدجنس!! کدامیک بچه تریم؟ من؟ که کودکانه بهانه چشمهایت را می گیرم؟ یا تو؟ که بچه گانه شعرم را خط خطی می کنی؟ کدامیک عاشق تریم؟ من؟ که ذره ذره وجودم چون شمع در حسرت نگاهت آب می شود؟ یا تو؟ که شعله نگاهت هردم شعله ور نگشته خاکسترم می کند؟ کدامیک بازیگوش تریم؟ من؟ که دلم بازیچه بازی موهایت در نسیم هر لحظه به شوق بوییدن زلفت می تپد؟ یا تو؟ که با هر کرشمه ات بیچاره دلم را به بازی گرفته ای؟ … ها؟! …کدامیک؟
یلدا
زرد آبی قرمز سفید مشکی نمیدانم از کدام رز... برایت هدیه بیاورم تا در خاطرت بمانم ای آنکه که اشکهای شبانه ام از آن توست...
بازی با کلمات و دِل واژه ...
میگویند یک روزی هست .. که چرتکـه دست میگیرند و حساب و کتاب میکنند ... و آن روز تـــو باید تــــاوان آن چه با من کردی را بدهی! فقط نمیدانم .... تاوان دادن آن موقع تـــو ، به چه درد من میخورد!؟!
یلدا
دلم یه قایق می خواد پر از ارامش یه قایق که بره و بره و تن سردمو با خودش ببره تا جایی که همه دنبالم بگردن و دلشون واسم تنگ شه بگن اگه بود میزاشتیم اون گلای تو باغچرو اب بده من حالا یه قایق پیدا کردم ولی یه مشکل داره قایق ارامش من پارو نداره!!!!!!
یلدا
توسط پیامک
درخت دوستی راباقلب میکارن نه بادست من توراباقلب دوست دارم نه باحرف;
یلدا
توسط پیامک
بنازم همتت ساقی/ عجب یادی زما کردی/فضای تنگ قلبم را/زمین تاآسمان کردی
یلدا
از جنس کدام نور بودی ستاره من؟ که جسارت با تو بودن در من جنبید؟ و من چه عاشقانه به رویت لبخند زدم و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی و این شد عاشقانه ی آرام "من" و تو"
یلدا
همین که هستی... همین که لابه لای کلماتم... نَفَس میکشی... راه میروی... در آغوشم میگیری... همین که پناه ِ واژه هایم شده ای... همین که سایه ات هست... همین که کلماتم از بی "تو"یی یتیم نشده اند... کافیست برای یک عمر آرامش ؛ فقط باش! برای من... برای زندگی... فقط باش!
یلدا
چرا بغل كردن حس خوبی به آدم میده؟؟؟ چون درسمت راست بدن قلب وجود نداره و وقتی كسی رو كه دوستش داری بغل میكنی قلبش اون جای خالی رو پر می كنه وانگار كه تو... صاحب دو تا" قلب" شده ای...!!
یلدا
توآمدی زدور ها ودورها... زسرزمین عطر ها ونورها... نشانده ای مرا کنون به زورقی... زعاجها ...زابرها...بلورها... مراببر امید دلنوازمن... ببربه شهر شعرها وشورها... به راه پرستاره می کشانی ام ... فراتر از ستاره می کشانی ام ... نگاه کن من از ستاره سوختم... لبالب از ستارگان تب شدم. چو ماهیان سرخ رنگ ساده دل٬ ستاره چین برکه های شب شدم... چه دور بود پیش از این زمین ما٬ به این کبود غرفه های آسمان ... کنون به گوش من دوباره می رسد٬ صدای تو ٬صدای بال برفی فرشتگان... نگاه کن که من کجا رسیده ام٬ به کهکشان ٬به بی کران ٬به جاودان... کنون که آمدیم تابه اوجها٬ مرابشوی باشراب موج ها... مرابپیچ در حریر بوسه ات مرا بخواه در شبان دیر پا... مرادگررها مکن مراازاین ستاره ها جدامکن