mina
مامان اینا منو بازی نمیدن برو بخورشووووووووووون.....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یک خط لب...یک خط چشم.......این هم حریم من.....
بازی با کلمات و دِل واژه ...
وقتی دلتنگ تو می شوم وقتی عطر تنت را می خواهم من به باد هم التماس می کنم خدا که جای خود را دارد !
بازی با کلمات و دِل واژه ...
یک رویا...یک فانوس....چقدر دوری....
mina
دیده را فایده آنست که دلبر بیند ...
mina
وقتی تقدیر به دستمان یک لیمو ترش میدهد، از آن شربت درست کنیم.
mina
ااقا دیگه عکس نمیتونیم بزاریم؟؟؟؟
mina
از پشت سر چشماتو میگیرم.....بگو کیم؟....بگو؟...وگرنه میمیرم.....
mina
تا حالا دقت کردین بعضیها مثل کبریت میمونن ... خودشون ارزش چندانی ندارن، ولی میتونن زندگیتو به آتیش بکشن !!