.....مینا....
حالا تنها قدم ميگذارم...کوچه هاى يادگارى را...
.....مینا....
ناشناسى واسه من . . . ناشناسى واسه چشمام
.....مینا....
گريه ام بى ثمر است...و اگر ميخندم...خنده ام بيهوده
.....مینا....
پر تلاطمم کرد....تو خودم گمم کرد...
.....مینا....
من از پايان ميترسيدمو...آغاز کردم.
.....مینا....
نميشه زنده بمونم..اگه دستاتو نگيرم..
.....مینا....
رنگ قهوه اى چشمات...رنگ خوابه...
.....مینا....
گاهى وقتا تو خيالم ميامو بازم کنارت ميشنم .... با يه آهنگ قديمى ميشينم ساز ميزنم... ميشينم زار ميزنم....
.....مینا....
توسط موبایل
چشمامو میبندم یادم بره رفتی....یادم بره بی تو گم میشه خوشبختی....
.....مینا....
توسط موبایل
بازم هیچ راهی به مقصد نرسید ، من هزارو یک شبه معطلم ، تا ته جاده ی دنیا رفتمو....بازم انگار سر جای اولم....
.....مینا....
نوشتنم را بهانه ای نیست جز گفتن اینکه : "من" بجز "تو" به هیچ "او"یی اجازه "ما"شدن نمیدهم !!!
.....مینا....
باور کنم یا نه حرم نفس هاتو...........؟
.....مینا....
دیده را فایده آنست که دلبر بیند ...
.....مینا....
اینجا گرگها هم افسردگی گرفته اند دیگر گوسفند نمیدرند به نوای نی چوپان گوش میدهند و زار زار گریه می کنند!