هم خنده هایت را دوست دارد ،هم گریه هایت را ....
هم شادی ات را دوست دارد ؛هم غم هایت را ...
هم لحظه های شادابی ات را می پسندد ،هم روز های بی حوصلگی ات را ...
هم دقایق پر ازدحامت را همراهی میکند ،هم دقایق تنهایی ات را ...عشق اگر عشق باشد
هم زیبایی هایت را دوست دارد ،هم اخم هایت را در روزهای تلخی ...
هم سلامتت را می پسندد ،هم روزهای گرفتاری و بیماری همراهی ات می کند ...
عشق اگر عشق باشد ،با یک اتفاق ،تو را تعویض نمی کند ،همراهی ات می کند تا بهبود یابی ...
عشق اگر عشق باشد ،هر ثانیه دستانش در دستان توست ،در سختی و آسانی ...تا ابد ...
ایســــــتــــاده ام ... بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود ... ! مـــن ، همیــن جا ، کنار قـــول هـایت ، درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ، محـــــکم ایــستاده ام !!...
اون با تموم ِخستگیای مردونش بینِ ِ اون همه ناز کشیدناش خابش میبره و تو اونقد صدای آهنگو بلند میکنی تا چشاشو باز کنه و بهت بگه چته خانومم؟ و تو انقد با مشت بزنی تو سینه مردونشو او هی بخنده و بیشتر حرصتو در بیاره! بعد آروم شیو سرتو بذاری رو سینش تا خابت ببره! اصن از اول دردت همین بود . . . همین که بدون ِآغوشش خابت نمیبره . . .
روزی دروغ به حقیقت گفت : مــــیل داری با هم به دریـــا برویم و شنـــا کنیم ؟ حقیقــت ساده لــوح پذیرفت و گول خورد . . . آن دو با هم به کنار ساحل رفتند ، وقتی به ساحل رسیدند حقیقت لباسهایش را در آورد . دروغ حیلــــه گـــر لباسهای او را پوشید و … … … … … … … رفت . . . از آن روز همیشه حقیقت عــــریان و زشت است ، اما دروغ در لبــــــاس حقیقت با ظاهری آراسته نمایان می شود .
از ادمای سطحی خوشم نمیاد ، نه تنها به زندگی خودشون گند میزنن در نهایت خود بینی ، زندگی بقیه رو هم تحت تاثیر قرار میدن . از این دسته بیشعور های خطرناک همیشه سعی میکنم دوری کنم اما همیشه هم دوروبر ادم چنتا پیدا میشه از اینا