دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

اتاق خود را در قالب ادبی شرح دهید

جزئیات گروه

شناسه 433
وضعیت فعال
- گروه عادی
- بدون مالک
دسترسی گروه عمومی
- ارسال توسط اعضا
ارسال 15 پست
عضو 64 کاربر
طرفدار 3 کاربر

رتبه گروه

بر مبنای تعداد کاربر رتبه 528
بر مبنای تعداد هوادار رتبه 571
بر مبنای تعداد ارسال رتبه 585

کاربران گروه

(61 کاربر)

مدیران گروه

(1 مدیر)
اتاق من
شناسه‌: 433 ·
برای مشاهده قوانین و نکات مرتبط با گروه‌ها در شبکه‌ی دنبالر اینجا کلیک کنید.
۩۞۩وحید۩۞۩
۩۞۩وحید۩۞۩

اتاقی دارم بزرگــ با دوپنجره... در گوشه ای از اتـــاق یه بخاری گذاشتم . . . و در گــوشه ای از ان یه میز ِ که روی میز یه ماسماسکــ گذاشتم به نام جعبه ی جاویی من(لپتاب). . .

tahoora
tahoora

صدای بارون ...پنجره ی باز ....هوای سرد ....تاریکه تاریک....نور ستاره های اسمانم...........دستان پر از خون ...حال و هوای الان اتاقم ...لذت بخشه...

tahoora
tahoora

بعضی وقتها مثل الان فکر میکنم اتاقمو با موجودات ناشناخته شریکم ....مثل جسمم.....بعد از من به رنگ اتاقم دست نزنید خودم کلشو رنگ کردم بوی رنگهایش را نفس کشیدم رنگهاشو خودم درست کردم یادتون باشه برای درست کردن ابیه اسمانش چقدر سختی کشیدم تا شد همون که میخواستم.....خطاب به اطرافیانم ....

allahYar
allahYar

تنها پنجره اتاقم همین صفحه 15 اینچیه که روبرومه ، دلم به همین ِ اتاقم خوشه نباشه اتاقم روحی نداره

این ارسال را بازنشر کرده است.
طنیـــــــــــن
طنیـــــــــــن

مرتب جیغ های بنفش میکشد، دیوارش. گاه گاهی دیدم سینه اش را میشکافد و از درد فریاد میکشد و آنگاه این رنگش است که به تن من پس می دهد-اتاقم-

tahoora
tahoora

اتاقم سه رنگ داره سقفش همیشه شبه و پر از ستاره دیواراش زرد و سبز ......روبروم پر از عروسک .....کتابخونم پشت تختمه که دویست جلد کتاب دارم ........یک طرفه دیگش یک اتاق کامله با تمام امکانات الکترونیکی وسط اتاقم میزمه جایی که فقط واسه درسه ........من عاشق اتاقم و شلوغیشم........

.....مینا....
.....مینا....
توسط آندروید در اتاق من

دیوار اتاقمو دوست دارم......تنها پناهِ دلتنگی هامه......تکیه گاه /

tahoora
tahoora

عاشق شلوغی اتاقمم اتاقی پر از خاطره جایی که بیشترین ارامشو زمانی داره که شب میشه و اسمونش پر از ستاره میشه ستاره های روشن

پـــری‌ســــا
پـــری‌ســــا

کوچک است و نقلی ....از آنهایی که زود گرم شود در زمستانِ خیالم ، زود خنک در شبهای تابستان ...پاییز ها ... ، اولین بار پاییز دیدمش ، آذر بود.

allahYar
allahYar

حـــق دارد ، فراموشـــش کــردم ، را گویم

allahYar
allahYar

بــا سُــکــوت اتـــاقم ، تــفــکر میـــکنم و حـــس تنهـــایی را درکـــــــ میکنم.

allahYar
allahYar

در اتاق بی وزن ، انعکاسی سرگردان بود و من در تاریکی خوابم برده بود .

allahYar
allahYar

هم احساس دارد با قطرهای باران میگرید و با پیچیدن باد در لوله بخاری مینالد .

allahYar
allahYar

اتاقی که تختش جای یادآوری غم ها و اندوه ها بود تا جای اندکی چرت

این ارسال را بازنشر کرده است.