میترا
مدتهاست مجازی میخندیم...مجازی شادیم...مجازی عاشق میشیم...مجازی همدیگه رو دلداری میدیم!!!!اما واقعی تنهاییم...واقعی درد میکشیم...واقعی از عشقهای مجازی لطمه میبینیم
Ehsan
انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند. راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت. به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درآمد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد



14 سال و 11 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 9 دقيقه قبلسلام داش اسی گلی

14 سال و 11 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 8 دقيقه قبلسلام داش امیر
دوستدار
14 سال و 11 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 8 دقيقه قبلسلام
14 سال و 11 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 8 دقيقه قبلسلام یاسی جون
14 سال و 11 ماه و 11 روز و 20 ساعت و 7 دقيقه قبل