دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

حسین
حسین

سسسسسسسسسیلام...

آلکاپون قرن!
آلکاپون قرن!

سلام به همه صبح بخیر...

الينا
الينا

سلام عليكم

كوچيك
كوچيك

سلااااااااااااام بر پیدایان و پنهانان دنبالر..............

•▪●۩ اسی ۩●▪•
•▪●۩ اسی ۩●▪•

سلام صبحتون بخیر و شادی و طراوتو مهربانیو دوستیو محبتو عشقو دلدادگیو صفا

گـلـپــری
گـلـپــری
توسط موبایل

سلام. صبح ساكت و آروم ماه تون بخير. شكرت بابت فصل زيباي . . .

میترا
میترا

مدتهاست مجازی میخندیم...مجازی شادیم...مجازی عاشق میشیم...مجازی همدیگه رو دلداری میدیم!!!!اما واقعی تنهاییم...واقعی درد میکشیم...واقعی از عشقهای مجازی لطمه میبینیم

میترا
میترا

داداشم مي گفت رفتم در مغازه گفتم آقا نوشابه دارین؟یاروگفت:مشکیدیگه! گفتمپ))گفت:گمشوبیرون بی شعورعوضی!این چیه یادگرفتن خودشونو مسخره میکنن ؟ گفتم:بابا میخواستم بگم پنیر هم میخوام. کلی معذرت خواهی کردوازخجالت من دراومد.بعدش گفت:پنیر بسته ای؟؟ گفتم:پ نه پ متری؟؟ گفتمو فرار کردم

كوچيك
شششششش.jpg كوچيك

دل خوش سیری چند؟

یاورهمیشه مؤمن
یاورهمیشه مؤمن

سلام میترا جون ...پارسال دوست امسال...@mitra-mtj

میترا
ewrhjj.jpg میترا

یارو از کُلاهش خرگوش در میاره، من هنوز از قلبم یه گوساله رو نتونستم در بیارم!

این ارسال را بازنشر کرده است.
♥  tannaz  ♥
♥ tannaz ♥

سلام سلام صبحتون بخیر طناز اووووووووووومـــــــــــــــــد

Ehsan
Ehsan

انیشتین برای رفتن به سخنرانی ها و تدریس در دانشگاه از راننده مورد اطمینان خود کمک می گرفت. راننده وی نه تنها ماشین او را هدایت می کرد بلکه همیشه در طول سخنرانی ها در میان شنوندگان حضور داشت بطوریکه به مباحث انیشتین تسلط پیدا کرده بود! یک روز انیشتین در حالی که در راه دانشگاه بود با صدای بلند گفت که خیلی احساس خستگی می کند. راننده اش پیشنهاد داد که آنها جایشان را عوض کنند و او جای انیشتین سخنرانی کند چرا که انیشتین تنها در یک دانشگاه استاد بود و در دانشگاهی که سخنرانی داشت کسی او را نمی شناخت و طبعا نمی توانستند او را از راننده اصلی تشخیص دهند. انیشتین قبول کرد، اما در مورد اینکه اگر پس از سخنرانی سوالات سختی از وی بپرسند او چه می کند، کمی تردید داشت. به هر حال سخنرانی راننده به نحوی عالی انجام شد ولی تصور انیشتین درست از آب درآمد. دانشجویان در پایان سخنرانی شروع به مطرح کردن سوالات خود کردند. در این حین راننده باهوش گفت: سوالات به قدری ساده هستند که حتی راننده من نیز می تواند به آنها پاسخ دهد. سپس انیشتین از میان حضار برخواست و به راحتی به سوالات پاسخ داد به حدی که باعث شگفتی حضار شد

حمیده
حمیده

سلام. صبحتون بخیر.