دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

میترا

اسمش را میگذاریم...دوست مجازی ... اما آنسو یک آدم حقیقی نشسته... خصوصیاتش را که نمیتواند مخفی کند... درباره »
میترا
زن - مجرد
امتیاز: 3668

دنبال‌شدگان

(350 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(744 کاربر)

گروه‌ها

(69 گروه)

بازدید

میترا
میترا

تن کاغذ خسته از لمس تن سرد قلم قلم بی رمق از تکرار یک جمله عینک تار کنار قلم و کاغذ ها مانده در حسرت دیدار دوچشم قهوه ی نیم خور یک فنجان پر ته سیگار یک شب سخت قامت پیرهن چرک کمی آنسوتر و من از عمق سکوت تکیه بر سردی دیوار زدم فکرم آشفته ی یک جمله شده ... که خدا را چه شده؟؟

میترا
میترا

مشتم را می بندم تا عشقت را در دلم اندازه کنم می ترسم از دستهای همیشه باز تو

میترا
میترا

درد دارد … وقتی چیزی را کسر میکنی که با وجودت جمع زده ای . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

هربار كودكانه دست كسي را گرفتم.گم شدم!اكنون درمن انقدر كه ترس از گرفتن دست كسي هست!ترس از گم شدن نيست

میترا
میترا

تقصیر ما نیست که روی حرفهایمان نمی مانیمما روی زمینی زندگی میکنیم که هر روز خودش را دور میزند............

میترا
میترا

لباسها در آب کوتاه میشوند و برنج ها دراز. در درازای زندگی لباس باش و در پهنای آن، برنج. واگر عمق این پند را نفهمیدی, بدان که تنها نیستی

میترا
میترا

چه حقیر و کوچک است آن که به خود مغرور است ، چرا که نمی داند بعد از بازی شطرنج .... شاه و سرباز همه در یک جعبه قرار می گیرند

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
میترا
میترا

یاد سهراب بخیر آن سپهری که تا لحظه خاموشی گفت: تو مرا یاد کنی یا نکنی من به یادت هستم آرزویم همه سرسبزی توست

میترا
میترا

بگذار باور کنم من هم می توانم آسمانم را خودم نقاشی کنم ! تو فقط ریسمان دستانم را باز کن من می دانم و رنگین کمان...

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

نمیدانم ! دل من نازک است یا چشمان تو تـیز! هر چه نگاه به تو می دوزم بند دلم پاره می شود

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

کسی چــه میــداند امــروز چنــد بار فرو ریختم .. از دیدن کسی کــه ، تنهــا لباسش شبیــه به تــو بــود!

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

قرارمان يک مانور کوچک بود! قرار بود... تيرهای نگاهت مشقی باشد! اما ببين، يک جای سالم بر قلبم نمانده است!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا

عشق صدایش را ملایم کرد و رنگ دست هایش را عوض کرد به جای شنگول و منگول و حبه ی انگور در را باز کردم..

میترا
میترا

فاصله بسیار است بین خوبی و بدی...می دانم!!! ولی ای ماه قشنگ! آنچه در ما جاری است،این همه فاصله نیست! چشمه گرم وصال است و عبور... زندگی...میگذرد،تند و آسان و سبک...! عاشق هم باشیم،عاشق بودن هم- عاشق ماندن هم،عاشق شادی و هر غصه هم...

این ارسال را بازنشر کرده است.
میترا
میترا
در رفیق

هی میرم رو به روی آینه می ایستم...دست می‌ذارم رو شونه‌ی خودم تو آینه و میگم طاقت بیار رفیق....!!!