میترا
دلگيرم از كتاني هايم كه راهم را از تو جدا كردند حالا با خاطرات پياده روها گوشه خانه خاك مي خورند !
میترا
ما زخمه های یک سیمیم که از پنجه های بسیاری گذشته است و روزی در قطعه ای انگشتهامان به گوش هم خواهد رسید
میترا
دنیای من پر از دستهایست که خسته نمی شوند از نگه داشتن نقاب ها . . . !
میترا
سلام امروز خيلي ناراحتم يكي از دانشجوهاي خوبم تو تصادف فوت كرده تروخدا براش فاتحه بخونيد
میترا
بهار هم که نباشد ، من به مهربانی تو ای دوست از شکوفه لبریزم
میترا
یکی از سوالاتی که ذهن منو درگیر کرده اینه که این آتشنشان های محترم ، چرا همون طبقه ی اول نمی شینن که وقتی میخوان برن ماموریت مجبور نشن از اون میله ها سر بخورن بیان پایین؟
میترا
باران حضورت که ببارد تنهایی ام خشکسالی اش را تعطیل می کند به حرمت قطراتی از جنس تو
میترا
و یاد می گیری که خیلی می ارزی زیرا گاهی پروانه ها هم به اشتباه عاشق میشوند و به جای شمع ، گرد چراغهای بی احساس خیابان می میرند
میترا
زمستــان آمــده اســت! خستــه ام! مــي خــوابــم! بهــار کــه آمــد، پيلــه ام را مــي شکــافــم تــا بــا پــرهــاي خيــس، دوبــاره عــاشقــت شــوم . . .
میترا
روبروی بهشت نشسته ام و جهنمی از دلتنگی با من است تا پل دستانت فرسنگها فاصله دارم
میترا
….دارم بجای نقطه چین هرچه میخواهی بگذار! درد بغض … اما دوستت رانزار....