majid
در مزار آباد شهر بی تپش وای جغدی هم نمی آید به گوش
majid
در مزار آباد شهر بی تپش ؛ وای جغدی هم نمی آید به گوش
majid
بیمار خنده های توام ، بیشتر بخند خورشید آرزوی منی ، گرم تر بتاب
majid
ای جنگل، ای انبوه اندوهان دیرین ای چون دل من، ای خموش گریه آگین سر در گریبان، در پس زانو نشسته ابرو گره افکنده چشم از درد بسته در پردههای اشک پنهان، کرده بالین!
majid
شبها به غم مبتلا شوم با مرغ شب هم نوا شوم از بینوایی جویم به میخانه هر شبم تا بوسه ای نوشم از لبت نوشین لب من . وای از شب من وای از شب من ...
majid
شما را به خدا بیایید در این خاک در این مزرعه پاک به جز عشق ... به جز مهر دگر بذر نکاریم
majid
ما خوب یاد گرفتیم در آسمان مثل پرندگان باشیم و در آب مثل ماهیها، اما هنوز یاد نگرفته ایم روی زمین چگونه زندگی کنیم..!
majid
اه اه . اینقده بدم میاد از استادایی که از جایی که درس ندادن تو امتحان سوال میدن . مثلا میخان رکب بزنن به دانشجو . امروز رکب خوردم از استاد
majid
سیلاااااااااااااااااااممم . مو اومودم. تقدیم به همه
majid
اینجا زمین است ، زمین گرد است. تویی که مرا دور زدی !!! فردا به خودم خواهی رسید حال و روزت دیدنیست.
majid
به حرمـــــت نان و نمکی که با هم خوردیم نــــــــان را تو ببر که راهـــــــــت بلند است و طاقتــــــــــت کوتاه نمــــــــــک را بگذار برای من می خواهم این زخم همیشــــــــــه تازه بمانـــــــد...
majid
صدا با سكوت آشتی نمی كند كلمات انتظارمی كشند من باتو تنها نیستم، هیچكس باهیچكس تنهانیست شب ازستاره ها تنهاتر است . . .