مازیار
گاهی آدمها برای همیشه بیدارند
مازیار
دیر زمانیست گمشده ی خاطرات مبهمم ، کودکی، سکوت و آرزوهای بی هدف
مازیار
سراب همیشه هم در بیایان نیست گاهی آنچیزیست که معروفست به اکنون
مازیار
توسط موبایل
هر سودی هزینه ای دارد. هزینه ی دوست داشتن گذشتن از خویشتن است
مازیار
گشتیم و گشتیم و گشتیم به امید رهایی از تنهایی اما نمیدانستیم تنهایی همسفرمان بود
مازیار
گوشه ی چشمی داشته باش. من به این گوشه های چشم زنده ام
مازیار
سکوت کن. سکوت_ تو حرفها دارد
مازیار
دل گرفتن نشان از آن دارد که هنوز دل داریم
مازیار
ما میخوابیم و گلوله ها بیدار میمانند
مازیار
دیروز وقت شستن دستها، رنگ قرمز_ خون دیدم. کشتن عشق آسان نبود لکه هایش از دستانم پاک نمیشوند
مازیار
بهترین راه برگشت به عقب تماشای آینه است
مازیار
گاهی باید شک کرد به همه چیز. در آن لحظه ی تلخ، واقعیت پیداست
مازیار
سیبیل واس مردای ایرونی شغصیته (شغصیت=خیلی شخصیت) :{
مازیار
بی تو شب این همه شب بی تو هر لحظه ی من. من_ بی رقت_ قلب. تو_ بی آرامش
مازیار
آقا از چند سالگی به بعد فهمیدیم تو زندگی واقعی یسری هم هستن که باس ایگنورشون کنیم. اینجور آدما خطرناکن اوفن اخن بدن. خلاصه اینجور آدما همه جا هس حتی تو ایستگاه فضایی