mohabat
خدایا او نیست بداند چقدر زجر میکشم نمیتونم فراموشت کنم دیونه میشم خدایا کمک کن از یاد ببرم
mohabat
ما از این جهان بی دلدار می رویم به شوق دیدن یار می رویم در بهشت را اگر به رویمان نگشایند ما بچه ارومیه هستیم از روی دیوار میرویم
mohabat
خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتند حیف من زاده امروزم خدایا جهنمت فرداست پس چرا من امروز میسوزم
mohabat
پای من خسته از این رفتن بود قصه ام قصه دل کندن بود دل که دادم به یارم دیدم راهش افسوس جدا از من بود
mohabat
امروز تنهای تنهام دگر کسی چشم براه ندارم دلم میخواد انقدر داد بزنم صدایم دگر بیرون نیاید
mohabat
برای زیبا زندگی کردن عمر کوتاه نیست این ماییم که در زندگی کوتاهی میکنیم
mohabat
دوری پایان عشق نیست انگار لطیف ترین غم دنیاست ازت دورم اما عاشقتم
mohabat
نور حالم خوب نیست ارزوهام دارن به باد میرن امیدی به زندگی ندارم دلم میخواد بمیرم
mohabat
روزی اگر نبودم تنها آرزوی ساده ام این است زیر لب بگویی یادش بخیر
mohabat
ثبت احوال در شناسنامه ام همه چیز را ثبت کرده جز احوالم
mohabat
گاهی باران همه دغدغه اش باران نیست گاهی از غصه ی تنها شدنش می بارد