محمد_حسینخانی
نه طرح باغ و نهگلشن فکندهاند اینجا/// در آب آینه روغن فکندهاند اینجا
محمد_حسینخانی
در جستن آن نگار پر کینه و جنگ /گشتیم سراپای جهان با دل تنگ
محمد_حسینخانی
مرد تماشای باغ حسن تو سعدیست/ دست فرومایگان برند به یغما
محمد_حسینخانی
رفتم به راه صفت دیدم به کوی صفا/ چشم و چراغ مرا جائی ئشگرف و چه جا
محمد_حسینخانی
مشتاقی و صبوری از حد گذشت یارا /گر تو شکیب داری طاقت نماند ما را
محمد_حسینخانی
من از تو پیش که نالم که در شریعت عشق/ معاف دوست بدارند قتل عمدا را
محمد_حسینخانی
رازی، که دلم ز جان همی داشت نهفت /اشکم به زبان حال با خلق بگفت
باران بهاری
تا دهن بسته ام از نوش لبان میبرم آزار / من اگر روزه بگیرم رطب آید سر بازار
باران بهاری
روی بنما به ما مکن مستور / ای به هفت آسمان چو مه مشهور
محمد_حسینخانی
مردی نبود فتاده را پای زدن... گر دست فتادهای بگیری، مردی
bano °✿ روزهای رویایی °✿
مثل عکس “بعضی عکسها تا کوچکاند کیفیتی دارند، اما همین که بزرگ میشوند از کیفیت افتاده و کاملاً شطرنجی میشوند. بعضی آدمها هم همینطورند. تا بزرگ نشده و جایگاه و منزلت اجتماعی چندانی پیدا نکردهاند، مثلاً بخشدار یک بخشاند، آدم خوبی هستند، اما همین که منصب و موقعیتی بالاتر پیدا میکنند عوض میشوند.” [مثل شاخههای گیلاس، محمدرضا رنجبر، نشر شهر، ص۱۶۲]
عینک بهت نمیاد
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 48 دقيقه قبلخیلیم خوشگله

13 سال و 5 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 47 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 46 دقيقه قبل

13 سال و 5 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 44 دقيقه قبل
13 سال و 5 ماه و 16 روز و 12 ساعت و 38 دقيقه قبل