دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Mohammad

گاهی حس میکنم مانده ام روی دست خدا .... خسته اش کردم .... خودش هم نمی داند با من چکار کند .... درباره »
Mohammad
مرد - مجرد
امتیاز: 125.1

دنبال‌شدگان

(45 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(89 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

Mohammad
iractor_mehran_modiri_4.jpg Mohammad
در دوره

غمــــــــــــــــــــگيــنم همــانــنــدِ مــــرد هــــزار چــهــره که ميــگفــت: " نمــي دونــــــــــــــــــم چــرا تــو زنــدگــيم هِـــــــــــي نمــيــشه"

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad
08vp3s1hp1svbuusb.jpg Mohammad
در دوره

جــــایی بایـــد باشـــد غیـــر از اینـــ کنـــج تنهـــایــی... تــا آدمـــ گاهــی آنجــا جـــانــ بدهـــد.... مثــلا "آغـــــوشـــ تـــــــو" جـــانــ میدهـــــد برایـــــ جــــان دادنــــ

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Mohammad
Mohammad
در دوره

قیافه ام تابلو شده بود ! گفتن : چی میکشی ؟ گفتم : زجر ! گفتن : نه یعنی چی مصرف میکنی ؟ گفتم : زندگی … !

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad
q4511_naghmehsara.jpg Mohammad
در دوره

به خيابان برو ...دستِ يکي از اين آدمهاي سياه و سفيد را بگير... و ميهمانش کن به يک تانگو ي خياباني... گورِ پدرِ عشقهاي باکره... گورِ پدرِ روزهاي رنگي... گورِ پدرِ انتظار .....گورِ پدرِ تنهايي ...صداقت تا چه حد ؟؟

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Mohammad
9447f957w913z4igaxl8.jpg Mohammad
در دوره

چه عــمرها که توی این نـــت لعنتی تباه نشد!! فک کن حالا یه جمله هم نوشتیم و دو هزار تام لایــک خوردیــم .. با اونا که میخواستیم دوستمون داشته باشن و ندارن چیکار کنیــم؟؟ فک کن 1000 نفرم توی این دنیای مجازی اددت کردن.. با فراموش شدنت توی این روزگار نامــرد میخوای چیکار کنی؟؟ فک کن چندین ساعتم با هزار نفر چت کردی و از خنده غش کردی و این وسطا مجازی عاشقشم شدی،بوسشم کردی... تلــخیه بعد از خاموش کردن کامپیوترت و سکوت اتاقتو کجای دلت جا میدی؟؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad
1310850320575339_large.jpg Mohammad
در دوره

چَنـد روز استـــ دائـــم بـه زیــر ِ دِل ات فِکــرمیکُنــم خــوشی هـا دقیقــا کُجــایش زدنـد ؟؟ کِـــه راحتـــ قیـد همـــه چیــــز را زدیـــ !!؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad
Mohammad

سلامتی اون بابایی که دختر کوچولوش زنگ زد بهش گفت : بابا داری میای خونه شیرنی میخری...؟ جیبشو نگاه کرد و دید نمیتونه ... ماشینشو زد کنار خیابون پیاده شد ... آروم و با خجالت گفت : ... آزاااادی آزاااادی 2 نفر

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad
2.jpg Mohammad
در دوره

. دیــدَن عَـکسَت تَـمــآم سَهمــ مَــن است، از "تـــو " آن را هَـم جیره بَـــندی کَردِه امـــ تــ آ مَبــآدآ تَــوقُــعش زیاد شَـــود ... دِل اســت دیـــگر ... ممکن اســت فَــردا خودَت را از مــن بــِخواهـَد ....

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad
040.jpg Mohammad
در دوره

. در این ماجــرا بر که نمیگردم ، هیــــــــــــــچ ... عطـــر تنـــــم را هـــم از کـوچــــه هـای پشـــت سرم جمـــع می کنــم ... که لــــم ندهـــی روی مبــــل های "راحتــــی" با خــاطـــــــره هایـم قـــدم بـــزنی ...

Mohammad
67867761.jpg Mohammad
در دوره

. چی شد که سیگاری شدی؟ -یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم چی شد که ترک کردی؟ -یه شب بارون میومد… دیگه تنها نبودم چی شد الکلی شدی و سیگار رو دوباره شروع کردی؟ ..........یه شب بارون میومد… دوباره تنها شدم چی شد آوردنت اینجا، بستریت کردن؟ ...-یه شب بارون میومد… خیلی تنها بودم… تو خیابون دیدمش… اون تنها نبود

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad
20111121021259_6.jpg Mohammad
در دوره

غَمگینــــم همـــانند مــــادری که کودکِ بیمـــــارش با لبخـــند بــه او می گـــوید : اِمســـــال سیـــن ِ هشتــــم ِ سفــــره ی مــــا سرطان من است .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad
khiali-nis-.jpg Mohammad
در دوره

. قـرار نیسـت کهـ همیــشـه مـن خـوش بـاشــم..... دیـروز مـن خـوش بـودم از اینــکهـ در کـنـــارت بـودم..... امــروز دیــگـری خـوش اســت بـرای بـا تــو بـودن .....و فــردا یــکـی دیـگــــر.... از تـلاش دســت نکــش عزیــــزم کهـ چـشـم مـــلـــتـی بـهـ تــــوسـت تــــــــــــو مـــــی تـــــــونــــــــی .....

Mohammad
Mohammad

به سلامتی بچه ای که پولاشو جمع کرد تا واسه باباش کادو بخره رفت تو مغازه. به فروشنده گفت کمربند میخوام... فروشنده گفت چه جور کمربندی میخواین؟ پسر بچه گفت یه چیزی که دردش کم باشه ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad
b8duuruhatdpmni7t2yc.jpg Mohammad
در دوره

جُدا کـِﮧ شُدیم هَر دُو بــِﮧ یـِک اِحساس رِسیدیم ... !!! تُو بــِﮧ فراغَت، مَن بــِﮧ فراقَت ! یــِک حَرف تَفاوُت کـِﮧ مُهِم نیست !!! هَست؟

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mohammad
040.jpg Mohammad
در دوره

مـی گـویـی : مـی خـواهــم بــروم و او بـی آنکــه حتــی لحـن صـدایــش تغییــری کنـد مـی گـویـد : بـاشــه بــرو بــی آنکــه بخـواهـد بمــانـی بــی آنکــه مــانـع راهـتــــــ شــود بــی آنکــه دستــانـش را دور کمــرتـــــــ حلقــه کنــد و بــه چشمــانتــــــ زل بــزنـد و بگـویـد : نــه ! نــرو آنــوقتـــــــ استـــــــ کــه تــو دلتـــــــ مـی خـواهـد بــروی بــه درکــ ـــــ

این ارسال را بازنشر کرده است.