کم کم یاد خواهیم گرفت : تفاوت ظریفِ میان نگهداشتن یک دست و زنجیر کردنِ یک روح را ! اینکه عشق ، تکیه کردن نیست. و رفاقت، اطمینانِ خاطر ! و یاد میگیریم که بوسهها، قرارداد نیستند، و هدیهها، معنیِ عهد و پیمان نمیدهند. کم کم یاد میگیریم : که حتی نورِ خورشید هم میسوزاند ، اگر زیاد آفتاب بگیری! باید باغِ خودت را پرورش دهی، به جای اینکه منتظر کسی باشی تا برایت گل بیاورد. یاد میگیری که میتوانی تحمل کنی! که محکم باشی، پای هر خداحافظی. یاد میگیری که خیلی میارزی ..!!! ...
مردباش .... زمین به مردبودنت نیاز داره ... مرد باش . مردونه حرف بزن . مردونه بخند . مردونه عاشق شو . مردونه گریه کن ... مرد باش ... نه فقط باجسمت ... بانگاهت ... بااحساست ... بااغوشت ... مردباش و هیچوقت نامردی نکن .دروغ نگو ... مخصوصا برای کسی که به مردونگیت تکیه کرده و حرفاتو باور کرده... ... مرد باش .حداقل پیش خودت
عشق فراموش کردن نیست ،بخشیدن است گوش کردن نیست ، درک کردن است دیدن نیست ، احساس کردن است جا زدن و کنار کشیدن نیست صبر کردن و ادامه دادن است حتی تنها . . .
هر بار قهر میکردی میدونستم فرداش بر میگردی آره داشتیم چند جا زنگ تفریح .. ولی هر دفعه تا میومدم من شروع کنم باز... تا میومد همه چی شروع بشه دوباره از نو.. دو قدمیش، گرفتی اطمینانمو ... تحمل میکردی تو سختی ها منو... تو و من، بود مثل سریالمو نگاه میکردم خوب میکرد خیلی حالمو... ما با هم،ولی بودیم دو تا ادم تک که میشدیم تو البوما با همه تگ ولی فصل ها رد شدن و دستا سرد شدن حرفا بد شدن و ظرفا پرت شدن من و تو که بودیم همش هی تو چشم دیگه زیادیم واسه هم قی رو چشم... کاری نمیشه کرد ندیم هی طولش اره حیف بودش ولی بیا واقع بین باشیم اگه عاشقیم باشیم ولی جدا از هم مث تاپ و جین باشیم... مانی اگه دیگه عاشق تو نیست نکن چشمارو تو خیس چونکه رابطه رو دیگه دیدم اکثر چیزاشو غذا که تمومه باید از سر میز پا شد... با اینکه دلتنگشم..میخوام نباشه پیشم