محسن غیاثی
من آرومم دیگه اما مثِ قلبی که وایساده || یه عمری زیر دینت بود حالا با بهره پس داده
محسن غیاثی
"فارغ که شوی همین درد بس که باید آنچه زائیدی را بزرگ کنی" هنوز نصیحت آن زن را به یاد دارم: عاشق بمان...
محسن غیاثی
صدام کن شاید این مرده به جون تازه مهمون شد || کویر خشک حرفامون دوباره خیس بارون شد |*| دارم میرم به روزایی که چیزی جز سیاهی نیست || صدام کن شاید این فریاد نجات هر دوتامون شد
محسن غیاثی
دو هفته دیگر گناه تمام سردیها را به گردن زمستان خواهیم انداخت...

15 سال و 9 ماه و 15 روز و 21 ساعت و 8 دقيقه قبل