@milad. آدمها میخواهند بدانند که دوست داشته میشوند و قدرشان دانسته میشود پس حتما به عزیزانتان بگویید که دوستشان دارید شاید هرگز متوجه نشوید که چقدر نیاز به شنیدنش دارند
شرمنده دوستان؛ بی ادبیه روم به دیوار سحر دختر عموم استاد دانشگاهه، سوال میان ترم طرح کرده واسه دانشجوهاش رفته خوابیده. برادرزاده ی 7 ساله اش که اون شب باهاش دعواش شده بود رفته زیر برگه ی سوالا نوشته "سحر گوزو " دختر عموی منم که گیج، رفته برگه رو داده به مسئول امتحانات، اونم که از دخترعموم گیج تر، سوالا رو تکثیر کرده داده دست شونصد تا دانشجو، دیگه خودتون تصور کنید جلسه ی امتحانو... )))))))))
یه سری هم هستن وقتی نشستن روسری سرشونه، میان وسط برقصن روسریو برمیدارن، وقتی نشستن، باز روسری سر می کنن ..! میخواستم از همین تریبون بهشون خسته نباشید بگم D:
[!] چند روز پيش خونه خاله م بودم داشتیم فیلم میدیدیم که یهو یه سوسك بدو بدو اومد طرف خاله م … خاله م پرید بالای مبل د جیغ بکش…تا من بکشمش… که ناگهان منم پریدم بالا شروع کردم جیغ کشیدن تازه با صدای بلندتر……. فک مى كنه كم ميارم ، والا به ابـــَر فــــــرظ
یه روز مسابقه میذارن بین سه نفر به هر کدوم یه کامیون موز میدن با یه میمون میگن ببینیم کی میتونه میمونو به حرف بیاره اولی همه ی موزو میده به میمون ،میمون حرف نمیزنه .دومی نصف موز ها رو خودش میخوره بقیشو میده به میمون ،میمونه حرف نمیزنه.سومی شروع میکنه به خوردن میمونه هی منتظر میشینه میبینه نه یارو همه ی موزها رو خورد موز آخری رو که بر میداره میمونه میگه جون مادرت اون یدونه رو بده به من