دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

Mona

خالق من \"بهشتی\" دارد، نزدیک، زیبا و بزرگ؛ و \"دوزخی\" دارد، به گمانم کوچک و بعید؛ و در پی دلیلی... درباره »
Mona
زن
امتیاز: 2937

دنبال‌شدگان

(543 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(627 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

Mona
07.jpg Mona

دخـتــَــر کـه بــاشی میـدونـی اَوّلــــیـن عِشــق زنـدگیـتــ پـــِدرتـه دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مُحکــَم تــَریـن پَنــآهگــاه دنیــآ آغــوش گــَرم پـــِدرتـه دخـتــَــر کـه بــآشی میـدونـی مــَردانــه تـَریـن دستــی کـه مـیتونی تو دستـِـت بگیـــری و دیگـه اَز هـــیچی نَتــَرسی دســــتای گَرم وَ مِهـــــرَبون پـــِدرتـه هَر کـجای دنیـا هم بـــاشی چه بـاشه چـه نبــاشه قَویتــریـن فِرشتــه ی نِگهبـــان پـــِدرته

Mona
Mona

چگونه میتوان به تاول های پا گفت تمام مسیر طی شده اشتباه بود ؟؟؟؟

Mona
Mona

شاید اگر انسانیّــــت هم مارک دار بـــــود خیلی از آدم ها به تن می کردند … .

این ارسال را بازنشر کرده است.
Mona
Mona

توصیف شب امتحان شب سوانح وسوختگی آنجای دانشجو.شبی که در آن نسکافه و قهوه از والیوم ده هم خواب آورتر می شوند شب رقص وپایکوبی کلمات جزوه وکتاب بر روی سسلسله اعصاب محیطی ومرکزی دانشجو !

Mona
Mona

تاحالا دقت کردین اینقده بدم میاد وقتی دارم روی آهنگ میخونم خوانندهه اشتباه میخونه !

Mona
Mona

زن بودن کار مشکلی ست. مجبوری مانند یک بانو رفتار کنی همانند یک مرد کار کنی, شبیه یک دختر جوان بنظر برسی و همتای یک خانم مسن فکر کنی.

Mona
Mona

یعنی اگه اسمت "میرزا پشم الدین خانِ گل کَلَمیان" هم باشه، وقتی میخوای ایمیل درست کنی میگه قبلا یه ایمیل با این اسم ساخته شده ..!

Mona
Mona

آنقدر فریادهایم را سکوت کرده ام که اگر به چشمانم بنگرید کر می شوید…

Mona
Mona

بدترین حسرتی که در زندگی میخوریم از کارهای خطایی که مرتکب شده ایم ، نیست … بلکه از این است که… چرا کارهای درست را برای کسی که لیاقتش را نداشته انجام داده ایم …

Mona
Mona

دلگیر نباش ! تقصیر از خودت بود ! دسته کلید علاقه که گم شد ، باید عوض میکردی قفل تمام آرزوها را !

Mona
3Jokes_178.gif Mona

Mona
3Jokes_175.gif Mona

Mona
Mona

salaaaaaaaaaaaaaaaaaaaaam

Mona
imagesCAKMD338.jpg Mona

Mona
Mona

قصه غصه های من قصه کدو خاله پیرزن است. قل میدهم و میروم تا روزیکه به خانه برسد کلاغ قصه ام…

Mona
Mona

با اصرار از شوهرش می‌خواهد که طلاقش دهد. شوهرش میگوید چرا؟ ما که زندگی‌ خوبی‌ داریم. از زن اصرار و از شوهر انکار. در نهایت شوهر با سرسختی زیاد می‌پذیرد، به شرط و شروط ها. زن مشتاقانه انتظار می‌کشد شرح شروط را. تمام ۱۳۶۴ سکهٔ بهار آزادی مهریه آت را می‌باید ببخشی . زن با کمال میل می‌پذیرد. در دفترخانه مرد رو به زن کرده و میگوید حال که جدا شدیم . لیکن تنها به یک سوالم جواب بده . زن می‌پذیرد. “چه چیز باعث شد اصرار بر جدائی داشته باشی‌ و به خاطر آن حاضر شوی قید مهریه ات که با آن دشواری حین بله برون پدر و مادرت به گردنم انداختن را بزنی‌. زن با لبخندی شیطنت آمیز جواب داد :طاقت شنیدن داری؟ مرد با آرامی گفت :آری . زن با اعتماد به نفس گفت: ۲ ماه پیش با مردی اشنا شدم که از هر لحاظ نسبت به تو سر بود.از اینجا یک راست میرم محضری که وعده دارم با او ، تا زندگی‌ واقعی در ناز و نعمت را تجربه کنم. مرد بیچاره هاج و واج رفتن همسر سابقش را به تماشا نشست. زن از محضر طلاق بیرون آمد و تاکسی گرفت .وقتی‌ به مقصد رسید کیفش را گشود تا کرایه را بپردازد.نامه‌ای در کیفش بود . با تعجب بازش کرد . خطّ همس