محسن میرجلیلی
کماشدونا دمرو بزار آبش بچکه جلدی خشک شه * مملوکم را صداش کن که حالا دیه باسی رو شه * نمیدونم چرا همه کارا ما باسی بمونه تا لنگ ظهر شه * تا تو بلند شی جم بخوری خیا کنم که شو شه * چارقد بیبی هم گل جالباسی وردار بدمش که نو شه ... * بیش مملم بوگو بدو هه بیاد سوار رنو شه * درو دالوناهم قفل کن که همچی ملو شه *بوزم گل مُلت اُلنگونه بزنش که ولو شه * هندونه هم بیگیر کشت نکنه یهو تلو شه * میدونسم امید شماها آخرش بناهه ایرو شه * همچی نصف ونیمه و هل هلکیو شه
محسن میرجلیلی
خدایـــــــــــــا ........ دستانت که مال من باشد هیچ دستی مرا دست کم نمیگیرد ... !
محسن میرجلیلی
سلام به بروبچ یزد چراکسی نیست خیلی گروه گم کاره
محسن میرجلیلی
مردی متوجه شد که گوش همسرش سنگین شده و شنوایی اش کم شده است. به نظرش رسید که همسرش باید سمعک بگذارد ولی نمی دانست این موضوع را چگونه با او درمیان بگذارد. به این دلیل، نزد دکتر خانوادگی شان رفت و مشکل را با او درمیان گذاشت. دکتر گفت: برای اینکه بتوانی دقیقتر به من بگویی که میزان ناشنوایی همسرت چقدر است، آزمایش ساده ای وجود دارد. ... این کار را انجام بده و جوابش را به من بگو: ابتدا در فاصله 4 متری او بایست و با صدای معمولی، مطلبی را به او بگو. اگر نشنید، همین کار را در فاصله 3 متری تکرار کن. بعد در 2 متری و به همین ترتیب تا بالاخره جواب بدهد. آن شب همسر آن مرد در آشپزخانه سرگرم تهیه شام بود و خود او در اتاق پذیرایی نشسته بود. مرد به خودش گفت: الان فاصله ما حدود 4 متر است. بگذار امتحان کنم، و سوالش را مطرح کرد ...
محسن میرجلیلی
تو روخدا ديگه تکنولوژي بيشتر از اين پيشرفت نکنه! ما نميتونيم بخريم هی الکي حسرت ميخوريم...
محسن میرجلیلی
فقط تو ایران هست که موقع سبقت از ماشین جلوی تمام سرشون بر میگردونن
محسن میرجلیلی
سلام خوشحال میشم بیایید به گروه (( یزد.شاهدیه ))
محسن میرجلیلی
بیشتر انسانها، زمانی نا امید میشوند که چیزی به موفقیت آنها باقی نمانده ...
محسن میرجلیلی
همیشه یکی هست که درد دلت رو بهش بگی ولی وای از اون روزی که خودش بشه درد دلت.!
محسن میرجلیلی
یتا کلاغ خَشُک, یَتا پِسُک پنیر دید, نِیش کَشید و جِس رو درخت. یتا روباه داش رَد مَشُد,گُف: به به نِشکِت شَم قناری! چِه پرو بال جووونییی؟! یتا کُچَه بوخون بِیبِینَم صداتَم خَشه؟ کلاغه پنیرا هِش زیر بغلا گُف که برو بَچه...خودتی...من بچه یززم!
محسن میرجلیلی
جالب اینجاست که باید اینجا هم نقابی بزاری روصورتت...آخرش با اسم یک صفحه ای معلوم نیست چند نفر تو رو بپسندن بیای....یعنی هیچ کجای عالم نیست که یه وقتایی از دلت بگی....
محسن میرجلیلی
""" شهر یزد ما خشه """ درس دنیا مگن که شهر یزد ما خشه ... آثار باستانیشو و پشمک و باقلواش خشه // مردم مهربونش به سادگی گف مزنن ... همه جا دوس مدارن چون گف یزدیاش خشه // شهر ما قدیمیه،سابقه تاریخی داره ... منار مسجد و گنبد دورش نماش خشه // کوچه های باریکش سقا خونه کنارشه ... امبار شش بادگیری دیدن بادگیراش خشه // سوغاتی شهر ما خیلی زیادو تحفه هه ... پشمک و قطابش،آخ که چه باقلواش خشه // توی هر کوچه صدای تق تق شر بافیه ... دستمال ابریشمی ، ترمه گل دارش خشه // بیائید هموطنا از شهر ما دیدن کنید ... ما ها مهمون نوازیم صفای مهموناش خشه