Mostafa
من 20 ساله که تو پادگانم، منو از 2 سال سربازی میترسونی؟
Mostafa
ینی اینقد خوابم میاد که میتونم برم بخوابم
Mostafa
ینی آخره شب و نزدیکایِ صبح حرفم میاد زیاد
Mostafa
ینی خیلی خوابم میاد، هیچ کاریم ندارم ولی دلم نمیخواد برم بخوابم، نمیدونم چرا
Mostafa
ینی این روزا بزرگترین عذابی که میتونن بهم بدن اینه که این اینترنت رو ازم بگیرن، یه مسکنه برام، آدم سرشو باهاش گرم میکنه، باعث میشه که به چیزایِ دیگه فک نکنه
Mostafa
تو انتخاب پسورد مشکل داشتم، ینی میترسیدم یه چیزه سخت بذارم یادم بره تا اینکه یه راه حل پیدا کردم، ینی یه پسورد خیلی سخت انتخاب کردم، که خودم هم یادم نیست، بس که سخته، ینی اصلا نیاز به حفظ کردن نداره، یه جوراییه
Mostafa
دارم چندتا پوزیشن برا نشستن پا سیستم اختراع میکنم، همین امشب حدود سه چهارتا اختراع کردم، ینی عالین، کیبورد کاملا میاد تو دستام، خسته هم نمیشم
Mostafa
ینی دیگه حوصله ی فک کردنم ندارم
Mostafa
زیر پتو دراز کشیدم، لپ تاپ هم رو به روم، الان از خواب بیدار شدم، همینطوری دراز کشیده، رورشنش کردم اومدم نت، با زاویه ی 90- درجه دارم نگاتون میکنم
Mostafa
ینی این راننده تاکسی یه حرفایی زد حسابی افکار ما رو درگیر کرد، حالا اینکه چی گفت بماند
Mostafa
ینی بعضی چیزایِ خودِ آدم، به خودِ آدم هم ربطی نداره، به خودم چه و اینا
Mostafa
شاید باورتون نشه ولی گوشیم battery low داد زدمش تو شارژ
Mostafa
با یه زاویه ی خاصی دارم به مانیتور نگاه میکنم، ینی مانیتور رو 45 درجه به عقب کج کردم، اصن یه چیزه باحالی شده، اولین بارمه آخه
Mostafa
توسط API
بدترین اتفاقی که میتونه برا یه دانشجو بیفته، اینه که یه شکلات تو جیبش آب شه