دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

mostafa

دل نبند که تهش تلخیه // میشی‌ مثل من نفس تخلیه درباره »
mostafa
مرد - مجرد
امتیاز: 1703

دنبال‌شدگان

(152 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(298 کاربر)

گروه‌ها

(8 گروه)

بازدید

mostafa
mostafa

ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐـﻪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ، ﺍﻭﻧـﯿـﻪ ﮐـﻪ ﻧـﻤـﯿـﺘـﻮﻧـﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ . . .!!

mostafa
mostafa

درد دارد وقتی می رود و همه می گویند : دوستت نداشت ! و تو نمی توانی ثابت کنی که هرشب ... با عاشقانه هایش خوابت می کرد !!

mostafa
mostafa

فرقــی نمیکنه دختــر باشـی یا پســر ... هـمیـــن که با دل کســـی بــازی نکنـــی مـَــــــــــردی !!

mostafa
mostafa

وقتی هرشب با اشک خوابیدی و او عین خیالش نبود ...

mostafa
mostafa

دلم واسه اون بدبختی میسوزه که تو فقط واسه آزار من بهش اهمیت میدی....

mostafa
75000_507476752631433_1341940294_n.jpg mostafa

...

mostafa
mostafa

. خوابه ناز بودم شبی... دیدم کسی در میزند .... در را گوشودم روی او... دیدم غم است در میزند ای دوستانه بی وفا از غم بیاموزید وفا.... غم با ان همه بیگانگی... هر شب به من سر میزند

mostafa
mostafa

سهم من از تو دلتنگی بی پایانیست که روزها دیوانه ام می‌کند.... و شب هــــــــــــا شاعرم.....

mostafa
mostafa

ﺍﮔــﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑــﻮﺩ ﺗﻼﻓﯽ ﮐﻨــﻢ ﻣﯿﺸﺪﻡ ﯾﻪ ﻋﻮﺿﯽ ﻣﺜــﻪ ﺗـــــﻮ .... !!!!

mostafa
mostafa

خـــرآبــَمـ... خـــرآبـ ... درســت بـهـ انــدازهـ ی هــمآن قاضــی کــه متهـــم اعــدامــی اش رفیــقش بـــود...

mostafa
1174730_207949879372088_1566788032_n.jpg mostafa

بدون شرح:

mostafa
mostafa

خلاصه قصش درازه، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد ،علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آق منگل بابا، میشناسیش. آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم ما اصلا تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجورو، رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم. اولیورفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم. دومی رو رفتیمبالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آ شیخ خلیلنامرد ساقی شد. گفت بریمبالا، مام رفتیم بالا، گفت به سلامتی میتی. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم.این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن داراومد بیرون. رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن. پریدم تو هتل. اومدم دم کوچه مهرانبقل این نرقه فروشیه. اومدم پایین یه پسره هیکل میزونه،اینجوریه، زد تو سینم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفت عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش زد از اولیش قایمتر زد. دست تو جیبم که برم و بیام چشام باز دیدم مریض خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده. آره، خوب