mostafa
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐـﻪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ، ﺍﻭﻧـﯿـﻪ ﮐـﻪ ﻧـﻤـﯿـﺘـﻮﻧـﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ . . .!!
mostafa
درد دارد وقتی می رود و همه می گویند : دوستت نداشت ! و تو نمی توانی ثابت کنی که هرشب ... با عاشقانه هایش خوابت می کرد !!
mostafa
فرقــی نمیکنه دختــر باشـی یا پســر ... هـمیـــن که با دل کســـی بــازی نکنـــی مـَــــــــــردی !!
mostafa
وقتی هرشب با اشک خوابیدی و او عین خیالش نبود ...
mostafa
دلم واسه اون بدبختی میسوزه که تو فقط واسه آزار من بهش اهمیت میدی....
mostafa
. خوابه ناز بودم شبی... دیدم کسی در میزند .... در را گوشودم روی او... دیدم غم است در میزند ای دوستانه بی وفا از غم بیاموزید وفا.... غم با ان همه بیگانگی... هر شب به من سر میزند
mostafa
سهم من از تو دلتنگی بی پایانیست که روزها دیوانه ام میکند.... و شب هــــــــــــا شاعرم.....
mostafa
ﺍﮔــﻪ ﻗﺮﺍﺭ ﺑــﻮﺩ ﺗﻼﻓﯽ ﮐﻨــﻢ ﻣﯿﺸﺪﻡ ﯾﻪ ﻋﻮﺿﯽ ﻣﺜــﻪ ﺗـــــﻮ .... !!!!
mostafa
خـــرآبــَمـ... خـــرآبـ ... درســت بـهـ انــدازهـ ی هــمآن قاضــی کــه متهـــم اعــدامــی اش رفیــقش بـــود...
mostafa
خلاصه قصش درازه، من بودم، حاجی نصرت، رضا پونصد ،علی فرصت. آره و اینا خیلی بودیم، کریم آقامونم بود. کریم آق منگل بابا، میشناسیش. آره، از ما نه، از اونا آره، که بریم دوا خوری. تو نمیری، به موت قسم ما اصلا تو نخش نبودیم. آره، نه، گاز، دنده، دم هتل کوهپایه دربند اومدیم پایین. یکی چپ، یکی راست، یکی بالا، یکی پایین، عرق و آبجورو، رو تخت نشسته بودیم داشتیم می خوردیم. اولیورفتیم بالا به سلامتی رفقا لول لول شدیم. دومی رو رفتیمبالا به سلامتی جمع پاتیل پاتیل شدیم. سومی رو، اومدیم بریم بالا، آ شیخ خلیلنامرد ساقی شد. گفت بریمبالا، مام رفتیم بالا، گفت به سلامتی میتی. تو نمیری به موت قسم خیلی تو لب شدم.این جیب نه، اون جیب نه، تو جیب ساعتی ضامن داراومد بیرون. رفتم اومدم دیدم کسی نیست همه خوابیدن. پریدم تو هتل. اومدم دم کوچه مهرانبقل این نرقه فروشیه. اومدم پایین یه پسره هیکل میزونه،اینجوریه، زد تو سینم افتادم تو جوب. گفتم هتته. گفت عفت. یکی گذاشت تو گوشم. گفتم نامردا. دومیش زد از اولیش قایمتر زد. دست تو جیبم که برم و بیام چشام باز دیدم مریض خونه روسام. حالا ما به همه گفتیم زدیم شومام بگین زده. آره، خوب
عالی !
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 3 ساعت و 25 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 3 ساعت و 22 دقيقه قبل