mostafa
ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻭﻧﯽ ﻧﯿﺴﺖ ﮐـﻪ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ، ﺍﻭﻧـﯿـﻪ ﮐـﻪ ﻧـﻤـﯿـﺘـﻮﻧـﻪ ﺑﺨﻮﺍﺑﻪ . . .!!
mostafa
یکی را دوست می دارم ولی افسوس، او هرگز نمی داند نگاهش می کنم شاید بخواند از نگاه من، که او را دوست می دارم ولی افسوس، او هرگز نگاهم را نمی خواند وای به برگ گل نوشتم من که او را دوست می دارم ولی افسوس او گل را به زلف کودکی آویخت تا او را بخنداند
mostafa
من از بیراهه های هله بر می گردم و آواز شب دارم هزار و یک شبی دیگر، نگفته زیر لب دارم مثال کوره می سوزد تنم از عشق امید طرب دارد حدیث تازه ای از عشق مردان حلب دارد من عاشقه، عاشق شدنم
mostafa
مگر غير از وفا از من چه سر زد كه دل را بي وفا خواندي و رفتي مگرغيراز نگاهت به چشمانم كه درزد كه از ناز چشم خود ازدل گرفتی
mostafa
ای خدا من به کسی کاری ندارم ولی زخم از همه خوردن شده کارم از غریبه وکسی که وصله ی جونه پشت پا خوردن ومردن شده کارم
mostafa
جزایی بالا تر از این نیست به کسی دل ببندی که قسمت تو نیست....!
mostafa
نکنه مستی بپره از سرم // بلند شم ببینم نیستی من پرپر ام شبایی که تنهام خب تو نیستی ، تو با اونی // باز سلامتیت میزنم من ویسکی
mostafa
گذاشتی رفتی با این همه خاطرات که چی // ببین منِ احمق بودم خاطر خواهِ کی به خاطرِت تو روی همه وایسادم // حالا که رفتی اونا تو روی من وایسادن
mostafa
«از دست عزیزان چه بگویم؟ گِلهای نیست! گر هم گِلهای هست، دگر حوصلهای نیست...»
عالی !
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 56 دقيقه قبل
13 سال و 2 ماه و 6 روز و 4 ساعت و 53 دقيقه قبل