مصطفی
اگر روزي دشمن پيدا كردي، بدان در رسيدن به هدفت موفق بودي! اگر روزي تهديدت كردند، بدان در برابرت ناتوانند! اگر روزي خيانت ديدي، بدان قيمتت بالاست! اگر روزي تركت كردند، بدان با تو بودن لياقت مي خواهد !
مصطفی
چيزي براي ترسيدن وجود ندارد جز خود ترس!!!
مصطفی
برای بلند شدن باید خم شد. گاهی مشکلات تو را خم می کنند و بدان آغاز ایستادن است. باد می وزد می توانید در مقابلش دیوار بسازی یا اسیاب بادی. تصمیم با توست. خدایا به من کمک کن که وقتی میخواهم درباره ی راه رفتن کسی قضاوت کنم با کفشهای او راه بروم. تاریکترین ساعت شب درست ساعت قبل از طلوع خورشید است.... پس همیشه امیدوار باش.
مصطفی
زاهدی گوید: جواب چهار نفر مرا سخت تکان داد . اول مرد فاسدی از کنار من گذشت و من گوشه لباسم را جمع کردم تا به او نخورد. او گفت ای شیخ خدا میداند که فردا حال ما چه خواهد بود! دوم مستی دیدم که افتان و خیزان راه میرفت به او گفتم قدم ثابت بردار تا نیفتی . گفت تو با این همه ادعا قدم ثابت کرده ای؟ سوم کودکی دیدم که چراغی در دست داشت گفتم این روشنایی را از کجا آورده ای ؟ کودک چراغ را فوت کرد و آن را خاموش ساخت و گفت: تو که شیخ شهری بگو که این روشنایی کجا رفت؟ چهارم زنی بسیار زیبا که درحال خشم از شوهرش شکایت میکرد . گفتم اول رویت را بپوشان بعد با من حرف بزن. گفت من که غرق خواهش دنیا هستم چنان از خود بیخود شده ام که از خود خبرم نیست تو چگونه غرق محبت خالقی که از نگاهی بیم داری؟
مصطفی
جواد کسی رو سایت نیست مگه؟
مصطفی
زندگی بافتن یک قالی است، به همان نقش و نگاری که خودت می خواهی. نقشه را اوست که تعیین کرده. تو در این بین فقط می بافی. نقشه را خوب ببین! نکند آخر کار ، قالی زندگیت را نخرند!
مصطفی
دوست داشتن کسانی که دوستمان میدارند کار بزرگی نیست، مهم آن است آنهایی را که ما را دوست ندارند، دوست بداریم ...
مصطفی
اگر میخواهید در زندگی دوستان وفادار و یاران غمخوار داشتهباشید، کم و خیلی دیر با مردم دوست شوی
مصطفی
پول ميتونه سرگرمي رو بخره اما نه شادي رو.پول ميتونه رختخواب رو بخره اما نه خواب رو.پول ميتونه غذا رو بخره اما نه اشتها رو.
مصطفی
یکی از بچه ها که پدرشو تو سن ده سالگی از دست داده اینو نوشته: این گوهر گمگشته به دنیا پدرم بود هم مرهم و هم محرم و هم بال و پرم بود هرجاکه زما نام و نشانی طلبیدند آوازه ی نامش سند معتبرم بود
مصطفی
از در آمدي و من از خود به در شدم گويي كز اين جهان به جهان دگر شدم گوشم به راه تا كه خبر مي دهد ز دوست صاحب خبر بيامد و من بي خبر شدم گفتم ببينمش مگرم درد اشتياق ساكن شود ، بديدم و مشتاق تر شدم
مصطفی
حکایتی از خیار دزد خیالباف