کدامین چشمه سمی شد که آب از آب می ترسد؟ که حتی ذهن ماهیگیر از قلاب می ترسد؟ گرفته دامن شب را غباری آنچنان برهم,که پلک از چشم,چشم از پلک و پلک از خواب می ترسد...!
باید رها شد از همۀ هست و بود خویش ؛ آری پریدن از سر بام #تو ساده نیست ؛ ظرفیتی بده که #تو را جستجو کنم ؛ وقتی پیاله نیست تمنای باده نیست ؛ خانه به خانه گشته ام و خوب دیده ام : #هرگز-کسی-به-بخوبی-این-خانواده-نیست ...