واحــــــــــــد بغلی مازیــــار گذاشتهــ که من عاشق صداشمـــــــــ دو تا خواهراا هم, هم خوانیـ میکننــ منمــ این ور دیوار میخونمــ باهاشونــ یه جــو خیلی خوبــــــــــــ...
امروز که رفتم یونی واسه کار انتخاب واحد اینا دلم برای استادامون تنگ شده بود تازه دوستامم بودن کلی خندیدیم واقعا من لحظه های یونی رو با هیچ چیزی عوض نمیکنم ..اینا همش خاطره هست همش...
امروز واسه اولین بار خودم #زیـتــون شکستم میخوایم خودمون زیتون رو شور کنیم کار خیلی سخته نیستــ زیاد سفت نبود فقط باید دستکش انداخت چون دست رو سیاه میکنهــ#تجربه-ی خوبی بود
بچهــ مدرسه اییــ بودم یه هفتهــ قبل #مدرسهــ شبا خوابمــ نمیبرد از ذوق هر روز #صبح که بیدار میشدم هی اسبابای کیف مدرسه رو میریختم هی جابه جا میکردم چهــ #شیرینــ بود اون لحظه ها بوی دفتر و مداد تازه.... #یادش-بخیر : )
عاشق #قرمه-سبزی هستمــ شدیــــــــــــــــــــــد الان بوش از خونه همسایه میآد حس خوبی بهم میده بعد مامان جوجه گذاشته که من اصلن جوجه کبابــــــ دوست ندارمــ
اونی که هستم عاشق بابا : ) از اونجایی که خوسم میاد حال توضیح ندارم فعلا در کوکشــ باشــ همینطوری که میفکری تخمه هم بشکون : ) بطری آب هم کنارت باشه گلوت خشک نشهــ خخخـ