دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

محدثه

من آن گلبرگ مغرورم که می میرم ز بی آبی/ ولی با خفت و خواری پی شبنم نمی گردم درباره »
محدثه
زن - مجرد
امتیاز: 1156

دنبال‌شدگان

(191 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(232 کاربر)

گروه‌ها

(11 گروه)

بازدید

محدثه
66.jpg محدثه
در Coma

،،، ِ شیرین و فرهاد ، خسرو و شیرین ، لیلی و مجنون ،و ... همه و همه بیش نیست ،،، به دنبالش نباشید ،،، حیرانش می شوید

محدثه
محدثه

تا حالا دقت کردین وقتی کار دارین کل اددلیست یاهوتون آنن ولی در بقیه موارد دریغ از یک نفر

محدثه
محدثه

فولدِرِ نامه هامو تو نریز تو سطل آشغال دابِل کِلیک نکن رویِ دکمه یِ آن اینِستال باشه کوییتم کن و هی بهم بگو دیوونه فکر کن که گِیم اووِر شدم کار دلم تمومه

محدثه
محدثه

چه خواهی گفت اگر روزی درآری سر ز افکارم؟ که رفتارم شده مشتق ز افکاری که من دارم کسی دیگر مرا کی می تواند کنترل کردن؟ نباشد دست کس غیر تو افساری که من دارم

محدثه
محدثه

الهی دانایی ده که در راه نیفتم و بینایی ده که در چاه نیفتم الهی پایی ده که با آن کوی مهر تو پوییم و زبانی ده که با آن شکر آلای تو گوییم . . .

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدثه
محدثه

چه خود ساخته هایی که مرا سوخت و چه سوختن هایی که مرا ساخت ای خدای من ، مرا فهمی عطا کن ، که از سوختنم ساخته ای آباد از من بجا ماند . . .

محدثه
محدثه

خدایی نیروی جاذبه ای که بین من و اینترنت هست بین قطب های مثبت منفی آهنربا نیست یعنی با پای خودم میام با چرثقیل بر می گردم

این ارسال را بازنشر کرده است.
محدثه
محدثه
در سلام

سلاااااااااااااااااااااام به دوستای گل تر از گلم،،،،،،،،،،،، همگی خوبین؟

siavash raha
siavash raha

لبخندش را تقسیم کردخنده اش سهم من بود لبانش سهم ذیگری

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
محدثه
محدثه

همیشه می گن شکست مقدمه پیروزیه نمی دونم پس من کی از دور مقدماتی صعود می کنم ؟

محدثه
محدثه

تو فکرم یه نمایشگاه بزنم نقاشی هایی که موقع درس خوندن واسه کنکور کشیدم رو به نمایش بذارم

محدثه
محدثه

خو این فتوشاپم زودتر تحریم کنن ما بفهمیم بعضی ها واقعن چه شکلین

محدثه
محدثه

اونایی که به آدم می گن هرچی دوست داری بـــگو اینا آدمای بی جنبه ای هستن هرچیزی رو بهشون نگید کتک خوردم که دارم می گما

محدثه
محدثه

عکسم رو صفحه کامپیوتر بود مامان بزرگم عینکش رو نزده بود پرسید این آدمه؟ من با کلی شوق و ذوق می گم منم مامان جون برگشته میگه : زودتر جون بکن بگو دیگه من فک کردم آدمه

محدثه
محدثه

که در طوفان با می بندی، در آرامش نکن!