m.sky
بدترين درد اين نيست كه.................. عشقت بميره!!! بدترين درد اين نيست كه................به اوني كه دوستش داري نرسي!!! بدترين درد اين نيست كه..................عشقت بهت نارو بزنه !!! بدترين درد اينه كه....................يكي رو دوست داشته باشي و اون ندونه !!!
m.sky
در تمام لحظه هایم هیچ کس / خلوت تنهایی ام را حس نکرد آسمان غم گرفته هیچ گاه / برکه ی طوفانیم را حس نکرد آن که سامان غزل هایم از اوست / بی سر و سامانیم را حس نکرد ../
m.sky
مینویسم به یاد کسی که دیوانه وار دوستش دارم و اونو عاشقاه میپرستم کسی که در مکتب عشق مرا درس وفا داد ومرا تا اوج صداقت برد کسی که با او بودن برایم آرزوست و آغوش گرمش بهترین پناه گاه کسی که بعداز خدا تنها عشق او برایم لایق پرستش استd../
m.sky
آدمهاي پاك خطا نمي كنند، فقط سادگي مي كنند و امروز سادگي پاكترين خطاي انسانهاست../
m.sky
امشب دلم بهانهي دريا گرفته است در ساحلِ نجيبِ خدا جا گرفته است بين حضورِ مُبهمِ گُل هايِ سرخِ اشك پشت سكوت پنجره ، مأوا گرفته است../
m.sky
قصه از حنجره ایست که گره خورده به بغض صحبت از خاطره ایست که نشسته لب حوض یک طرف خاطره ها! یک طرف پنجره ها! در همه آوازها! حرف آخر زیباست! آخرین حرف تو چیست که به آن تکیه کنم؟ حرف من دیدن پرواز تو در فرداهاست../
m.sky
من بی تو یک بوسه ی فراموش شده ام یک شعر پر از غلط یک پرنده ی بی آسمون یک نسیم سر گردان یک رویای ناتمام من بی تو بهاری غریبم که در برف متوقف مانده یک جویبار سرد که هیچ وقت به دریا نمی رسد یک عشق باشکوه که مجالی برای شکفتن نداشت../
m.sky
. اززمین پرسیدن عشق چیست ؟گفت لرزیدن... ازآسمون پرسیدن عشق چیست؟گفت باریدن.... ازانسان پرسیدن عشق چیست؟ناگهان از درونش گفت جدایی... ولی اگر از من بپرسند عشق چیست ؟می گویم تنهایی.
m.sky
در دادگاه عشق قسمم قلبم بود، وكيلم دلم بود و حضار جمعي از عاشقان و دلسوختگان قاضي نامم را بلند خواند و گناهم را دوست داشتن تو اعلام كرد پس محكوم شدم به تنهايي و مرگ كنار چوبه ي دار از من خواستند تا آخرين خواسته ام را بگويم و من گفتم به تو بگويند: دوستت دارمl../
m.sky
اگه عاشق توبودن اشتباهه ... اگه واسه تومردن اشتباهه ... پس توبهترين و قشنگترين اشتباه زندگي من هستیd../
m.sky
پيداست هنوز شقايق نشدي زنداني زندان دقايق نشدي وقتي که مرا از دل خود مي راني يعني که تو هيچ وقت عاشق نشدي زرد است که لبريز حقايق شده است تلخ است که با درد موافق شده است شاعر نشدي وگر نه مي فهميدي پاييز بهاريست که عاشق شده است../
m.sky
چنين گفت زرتشت اگر کليد قلبي را نداري قفلش نکن اگر کسي را دوست داري خردش نکن اگر دستي را گرفتي رهايش نکن مراقب گرماي دلت باش تا کاري که زمستان با زمين کرد زندگي با دلت نکند.../