m.sky
تو چشمتون چه قصه هاست،نگاهتون چه آشناست اگه بپرسین از دلم ،میگم گرفتار شماست نگاهتون پیشه منه،حواستون جای دیگس خیالتون اینجا که نیست ،پیش یه رسوای دیگس میمیرم از حسادت،دلی که دلدار شماست کاش می دونستم اون کیه ،که این روزا یار شماست خوشا به حال اون کسی،که توی رویای شماست../
m.sky
عشق يعنی با غم الفت داشتن سوختن با درد نسبت داشتن عشق دريک جمله يعنی انتظار انتظار روز رجـــعت داشتن عشق يعنی مستی و ديوانگی عشق يعنی در جهان بيگانگی .../
m.sky
من که می دانم شبی...عمرم به پایان می رسد نوبت خاموشی من... سهل و آسان می رسد من که می دانم که تا... سرگرم بزم ومستی ام مرگ ویرانگر چه بی رحم... وشتابان می رسد من که می دانم به دنیا ... اعتباری نیست نیست بین مرگ و آدمی... قول و قراری نیست من که می دانم اجل... ناخوانده بیدادگر... سرزده می آیدو... راه فراری نیست نیست پس چرا... پس چرا عاشق نباشم../
m.sky
؟؟؟با زبان ساده بگم؟؟؟ عشق یعنی تو حسرت کسی موندن کسیو دوست داشتن و بهش نرسیدن یه نوع دل شکستنه همون خیانته همون سر به هواییه همونه که پدره ادمارو در میاره همونه که بهش نمیرسی.....
m.sky
كاش ميشد هيچ کس تنها نبود کاش ميشد ديدنت رويا نبود گفته بودي با تو مي مانم ولي رفتي و گفتي که اينجا جا نبود ساليان سال تنها مانده ام شايد اين رفتن سزاي من نبود من دعا کردم براي بازگشت دست هاي تو ولي بالا نبود باز هم گفتي که فردا ميرسي کاش روز ديدنت فردا نبود../
m.sky
حـــالا که رفته ای دلـــم برای تــو بیـــشتر از خودم مـــیســوزد فـــکر مــیکـنی کســـی به انـــدازه ی مـــن دوســـتت خواهـــد داشـــت ...!؟
m.sky
ای چراغ شام تار بینوایان.در کویر تیرگی ها رهنمودی پیر.ور نجورم .دیده ام هر سوکه می چرخندنشان از کور سویی نیست میزنم فریاد اما ضجه ام بازگویی نیست.
m.sky
محبت را از درخت آموز که سایه خود را حتی از هیزم شکن هم بر نمیدارد../
m.sky
قلب تو به زیبایی گلهایه دنیاست/خوش بحال کسی که قلب تو براش میزنه../
m.sky
shabe ke che arz konam sobh hamgi khoosh
m.sky
می نالم از تنهایی، از جدا شدن و بالاخره شكست . . . شكستن يك قلب کوچک که حتی آزارش به کس نمی رسد دیگر برای من روزها خورشیدی طلوع نمی کند که هنگام غروبش انتظاری به سر رسد . . .
m.sky
نمی دانم عاشق اشک می ریزد یا باید اشک ریخت تا عاشق شد نمی دانم باید همه او شوی تا عاشق باشی یا باید عاشق باشی تا همه او شوی نمی دانم دستانم اول از همه به سمت او دراز می شوند یا این دلم است که هوای او می کند و بعد...
m.sky
دیدی فرهاد را بردن / به آنجا که عاشقان مردند دیدی شیرین را بردن / به آنجا که معشوق را کشتند ای کاش بس رویا نبود / عاشق فدای معشوق شده بود فریاد فرهاد دله عاشقان را شکست / اشک فرهاد قلب دنیارا شکست..