m.sky
بچه ها اهواز ؟میگم دیشب کسی از شما 5 نخل نیومد سااعت 2صبح به بعد؟؟؟؟؟
m.sky
بی تو هر روزم مثل دیروزه بی تو هرشبم کابوسه بی تو جمله ام بی رنگه بی تو قلبم سرده بی تو نفس کشیدن جرمه بی تو زندگیم مرگه بی تو بهارم خزونه بی تو دشتم کویره بی تو رنگم مثل پاییزه بی تو چشمام پر از اشکه../
m.sky
دوستان با اجازه ما بریم لالا/
m.sky
دلم خیلی گرفته آسمون از همه چی خسته شدم تموم دلخوشیم شده یه تک ستاره تو دل پر ستارت شبام پرازامید دوبارست روزا حس جای خالی ستارست ../
m.sky
عشق را تن پوش جانم مي كني چتري از گل سايه بانم مي كني اي صداي عشق در جان و تنم آن سكوت ساكت و تنها منم.../
m.sky
طاقت بیار طاقت بیار تو این روزای انتظار طاقت بیار طاقت بیار تسلی شبای تار طاقت بیار و قلبتو به دست تنهایی نده فانوس چشماتو ببر به این شبای غم زده روزای خوب و جا نذار تو سختی های روزگار به خاطر منم شده طاقت بیار طاقت بیار/
m.sky
دلیل تنهاییم را تازه فهمیدم وقتی محبت کردم و تنها شدم، وقتی دوست داشتم و تنها ماندم... دانستم; ""باید تنها شد و تنها ماند تا خدا را فهمید""../
m.sky
جدائی همچون میله ای آهنین در هوا معلق است به صورتم می کوبد ، می کوبد گیج شدم می دوم ، جدائی دنبالم می کند خلاصی از آن ممکن نیست تاب از زانوانم رفت ، می افتم . جدائی زمان نیست ، جاده نیست جدائی پلی است در میان ما باریک تر از مو و برنده تر از شمشیر باریک تر از مو و برنده تر از شمشیر جدائی پلی است در میان ما حتی زمانی که با تو زانو به زانو نشسته ایم .
m.sky
داشتم مینوشتم نه خطابی / نه دید گاهی / نه پیام خصوصی/که یکی از دوستان خطاب زد / مرسی
m.sky
تنهایی را دوست دارم زیرا بی وفا نیست ... تنهایی را دوست دارم زیرا عشق دروغی در آن نیست ... تنهایی را دوست دام زیرا تجربه کردم ... تنهایی را دوست دارم زیرا خداوند هم تنهاست ... تنهایی را دوست دارم زیرا.... در کلبه تنهایی هایم در انتظار خواهم گریست و انتظار کشیدنم را پنهان خواهم کرد../
m.sky
روزهای تکراری ، گذشت آن لحظه های بیقراری گذشت آن شبهای پر از گریه و زاری کمی دلم آرامتر شده فراموشت نکرده ام ، مدتی قلبم از غمها رها شده شب های تیره و تار من مدتی بیش نیست که میگذرد از آن روز پر از غم به یاد می آورم حرفهایت را باز هم گذشته ها میسوزاند این دل تنهایم را ../
ma ke naboodim hala chetor mage?
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 11 ساعت و 51 دقيقه قبلتقریبا هر شب میرفتیم حرکت میزدیم /یه دفه بسیجی ها 4طرف 5نخلو بستن هر چی ماشین بود گرفتن
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 11 ساعت و 42 دقيقه قبلjedi?
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 11 ساعت و 38 دقيقه قبلchera akhe
نمیدونم اولین بار بود همچنین اتفایی میو افتاد/همش مامورا میومدن /اونجارو خلوت میکردنو میرفتن ولی دیشب اومد یه تاب کوچولو خورد و رفت 30مین بعد بسیج ریخت اونجا /خداییش یه شبه فراموش نشدنی بود
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 11 ساعت و 30 دقيقه قبلواقعا چه شبی بود
14 سال و 2 ماه و 20 روز و 8 ساعت و 15 دقيقه قبل