m.sky
امروزدلم دوباره شکست ازهمان جای قبلی کاش میشدآخراسمت نقطه گذاشت تادیگرشروع نشوی کاش میشد فریادبزنم دلم خیلی گرفته اینجا نمیتوان به کسی نزدیک شدآدمها ازدوردوست داشتنی ترند مثل تووووووووووووو....
m.sky
هوا سرد سرده درست مثل زندگیم بارون میزنه تو صورتم عاشق صدای بارونم چشمام رو میبندم و به خودم فکر میکنم: چقدر شکست خوردم چقدر پیر شدم به آخر قصه ای که می دونم پایانش چی میشه نزدیکم. بازنده بودن غمگینه اما اینکه هیچ وقت نفهمی همیشه بازنده بودی غمگین تر... چون واسه بعضی چیزا هیچ تعریفی پیدا نمیشه، هیچ جمله ای../
m.sky
اگر ای دوست تحمل بنمایی همچو خاری که شدم همدم گل با تو تا مرز شکفتن با تو تا سبز شدن با تو تا زرد شدن می مانم...@masud
m.sky
چه روزها و شبهایی که با یادش سپری کردم . . . . . برای آن مینویسم که روزی دلش مهربان بود . . . . . مینویسم تا بداند که دل شکستن هنر نیست . . . . . نه دیگر نگاهم را برایش هدیه میکنم و نه دیگر دم از فاصله ها میزنم . . . . . و نه با شعرهایم دلتنگی را فریاد میزنم . . . . . مینویسم تا شاید نامهربانی هایش را باور کند.........................
m.sky
به راستی عجب راه عجیبی در پیش گرفته ام .در این راه تاریک که روشنایی از ظلمت شکایت می کند و روزها همیشه از شب های طولانی هجران حکایت می کند و سپیده ام اشکهای درخشان بر برگ زرین درختان سر سبز به نام شبنم سحری می افشاند چه سودی عاید من میشود ؟ آیا من شبیه آن مسافر سرگردانی نیستم که بیهوده جهان را می پیماید و بار دیگر به همان نقطه ابتدا میرسد؟
m.sky
اگه بگن يه روز واسه زندگي کردن فرصت دارين اگه اعلام کنن دنياداره تموم ميشه تمام خطوط تلفن اشغال ميشه واسه دوستت دارم گفتن ها يعني در آخرين لحظات تازه به اون کسي که واقعا دوستش داريم ابراز علاقه ميکنيم../
m.sky
بی تو تنها گریه کردم تو شبای بی ستاره انتظار تو کشیدم تا که برگردی دوباره در غروب رفتنت ، لحظه هایم را شکستم زیر بارون جدایی با خیال تو نشستم پشت شیشه روز و شب ، دل به بارون می سپارم من برای گریه هام ، چشمه ها رو کم می یارم انتظار با تو بودن منو از پا درمیاره ترس از این دارم که بی تو ، تا ابد چشام بباره../
m.sky
عشق آبی رنگ است... اشک ها جاری شد... در فرو دست انگار ، یک نفر دلتنگ است... همه ی شهر کنون خوابیدند ، چشم من بیدار است ، با تپش های دل پنجره گویی امشب ، لحظه ی دیدار است...
m.sky
باران ؟ چرا میباری ای آسمان ؟ و چه راحت میباری ! میخواهم گریه کنم . میخواهم اشک بریزم ولی نمیتوانم . میخواهم از این لحظات گله کنم ولی به چه کسی ؟ اینجا هیچ کس نیست . اینجا فقط من هستم و .... راستی پس تنهایی کجاست؟ مبادا تنها بماند !
m.sky
بچه ها با اجازه ما میریم پیاده روی بد جوری حالم گرفته /مردم از تنهایی /خیلی فکرم مشغوله /آرزویه سلامتی واسه همه بای../
m.sky
صدای قلبم را می شنوم. قلبی که عمری بیهوده تپیده است. قلبی که برای زندگی کلیشه ای می تپد. ولی امشب دیگر کلیشه ای در کار نیست. من شمع زندگی ام را در دست گرفته ام و از جاده ی تاریک شب که نمی دانم سایه ی سیاه کیست می گذرم. به کنار قبرم می رسم. شمع را کنار آن میگذارم و گورم را در آغوش می گیرم و سرود مرگ را می خوانم../
m.sky
سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی دل زتنهایی به جان آمد خدا را همدمی چشم آسایش که دارد از سپهر تیزرو ساقیا!جامی به من ده تا بیاسایم دمی../
m.sky
یکی درد و یکی درمان پسندد /یکی وصل و یکی هجران پسندد /من از درمان و درد و وصل و هجران پسندم /آنچه را جانان پسندد ../