m.sky
مثل شعری عاشقانه ، خواندنت را دوست دارم مهمان قلب من باش، ماندنت را دوست دارم آسمان صاف و ساده ، آبی ات را دوست دارم دور از ابر سیاهی ، نابیت را دوست دارم
m.sky
خیلی ممنون انقد آسون منو داغون کردی واسه احساسی که داشتم دلمو خون کردی تو که هیچ حسی به این قصه نداشتی واسه چی منو به محبت دو روزه دعوت کردی../
m.sky
تو نگرانم نشو ! همه چیز را یاد گرفته ام ! راه رفتن در این دنیا را هم بدون تو یاد گرفته ام ! یاد گرفته ام که چگونه بی صدا بگریم ! یاد گرفته ام که هق هق گریه هایم را با بالشم ..بی صدا کنم ! تو نگرانم نشو !! همه چیز را یاد گرفته ام !
m.sky
دلربایانه دگر بر سر ناز آمده ای / از دل ما چه به جا مانده که باز آمده ای ؟
m.sky
یارب تو او را همچو من بر غم گرفتارش مکن در شهر غربت ای خدا هرگز تو ازارش مکن هر چند او از رفتنش چشمان من گریان نمود لیک ای خدای مهربان از غصه پر بارش مکن . . .
m.sky
عشق یعنی یک سلام و یک جواب عشق یعنی یک نگاه ویک نیاز عشق یعنی عالمی راز و نیاز../
m.sky
کُل ِدُنیا را هَم کـِﮧ داشتِـﮧ باشــے … باز هَم دِلَت میخواهَد… بَعضــے وَقتها .. فَقَط بَعضــے وَقتها … بَراے یـِک لَحظِـﮧ هَم کِـﮧ شُده … هَمِـﮧے ِدُنیاے ِیــِک نَفَر باشــے../
m.sky
روزیــــــــــ میرســــــــــد که با لبخند تــــــــــو بیدار میشوم این روز هر زمان که میخواهد باشد فــــــــــقط باشد../
m.sky
تنها یک تنها میداند تنهایی تنها درد یک تنها نیست… . . تنهایی تقدیر من نیست… ترجیحِ منه…
m.sky
اس ام اس های فوق العاده زیبای تنها بودن این روزها در خودم به دنبال یک کلیک راست میگردم تا از خودم یک copy بگیرم و کنار خودم paste کنم… شاید از این تنهایی خلاص شدم…
m.sky
آنکه یک عمر به شوق تو در این کوچه نشست حال وقتی به لب پنجره می آیی نیست خواستم با غم عشقش بنویسم شعری گفت: هر خواستنی عین توانایی نیست../
m.sky
گرچه چشمان تو جز در پی زیبایی نیست دل بکن ! آینه اینقدر تماشایی نیست حاصل خیره در آیینه شدن ها آیا دو برابر شدن غصه تنهایی نیست ؟
m.sky
گاهی که دلم به اندازهء تمام غروبها می گیرد چشمهایم را فراموش می کنم اما دریغ که گریهء دستانم نیز مرا به تو نمی رساند من از تراکم سیاه ابرها می ترسم و هیچ کس مهربانتر از گنجشکهای کوچک کوچه های کودکی ام نیست../
m.sky
هیچ کس تنهائیم را حس نکرد ، برکه طوفانیم را حس نکرد ، او که سامان غزل هایم از اوست ، بی سر و سامانیم را حس نکرد . . .