nader
کیسه کوچک چای هر وقت می خواست حرف دلش را بزند،صدایش در گرمای آب می سوخت . کیسه پایین رفت ،رسید به ته لیوان و حرفش را زد و لیوان سرخ شد.....
nader
ترک کردن ِ آدمها هم آدابی دارد ! اگر آداب ِ ماندن نمیدانید لااقل درست ترکشان کنید تا تَرَک برندارند
nader
درنگاهت چیزیست که نمیدانم چیست! مثل ارامش بعداز یک غم،مثل پیداشدن یک لبخند،مثل بوی نم بعداز باران، درنگاهت چیزیست که نمیدانم چیست! من به ان محتاجم!
nader
خانه های جدول زندگیم را دستان مهربانت یک به یک پر کرد و رمز جدول چنین بود: دوستم بدار
nader
مغرور احساسم شدی ، گذشتی از رو گریه هام لعنت به لحظه هایی که ، تو همه چی بودی برام ...
nader
طلوع کن از سرزمین رویاهایم ای ستاره ی شب های تاریکم ! آسمان دلم را منتظر مگذار ...
nader
نقاشی اش خوب نبود اما راهش را خوب کشید و .... رفت
nader
هرگز برای کسیکه شما را اذیت میکند گریه نکنید در عوض لبخند بزنید و بگویید:ممنون به خاطر اینکه به من فرصت دادی تا کسی بهتر از تو پیدا کنم...
nader
تكیه نکن بر عصای تنهایی ات؛ شانه هایم را خدا برای تو آفریده ....
nader
می خواستم بمانم ، رفتم ، می خواستم بروم ، ماندم نه رفتن مهم بود و نه ماندن ، مهم من بودم که نبودم این آیینه می شکند و به هزار تصویر تکثیر می شود حالا بگو سهم نداشته ام از این همه “تو” کدام است ؟
nader
بعضی ها به ظاهر وقتی اول وارد لیست دوستانت که میشوند چیزی با خود نمیآورند ولی وقتی میروند ، همه چیز آدم را با خودشان میبرند . . .
nader
کاش میشد که دلم از عاشقی بو ببرد یار آمده دل را به شکار چشم آهو ببرد خسته ز دلم ... بگو خریدار کجاست ؟ تا قلب مرا به شرط چاقو ببرد...
nader
کسی هست شانه هایش را، به من قرض بدهد تا یک دل سیر گریه کنم؟ بدون هیچ حرف و سوال و جواب و دلداری و نصیحتی ؟؟؟
nader
هیچوقت به چشمات راز دلت رو نگو چون راز نگه نمی دارد و گریه می کند....
nader
من چرک نویس احساسات تو نیستم ! “دوستت دارم” هایت را جای دیگری تمرین کن !