nader
کیسه کوچک چای هر وقت می خواست حرف دلش را بزند،صدایش در گرمای آب می سوخت . کیسه پایین رفت ،رسید به ته لیوان و حرفش را زد و لیوان سرخ شد.....
nader
سلام میکنم از روی مهربانی / سلام میکنم از روی شادمانی سلام میکنم تا جان دارم / که خواننده این سلام را دوست دارم
nader
همه قراردادها را روی کاغذ بی جان نمی نویسند بعضی از عهد ها را روی قلب می نویسیم حواست به این عهد های غیر کاغذی باشد شکستنشان یک آدم را می شکند…
nader
گاهی عکسی را میسوزانیم و گاهی عکسی ما را میسوزاند…
nader
برآنچه گذشت، آنچه شکست و آنچه ریخت حسرت نخور زندگی اگر زیبا بود با گریه شروع نمی شد…
nader
دلم کمی هوا می خواهد … اما در سرنگ! از زندگی خســته ام.
nader
به وسعت قلب کوچکم بیادتم شاید کم باشه اما قلب هرکس تمام زندگی اوست
nader
وقتی می شکنم خوب تماشا کن شاید روزی به دنبال تکه هایم بگردی...
nader
دلــم برای کسی تنــگ است که آمــد... نمــاند... و رفـــت ..... و پــایــان داد به هــرچه داشتــــــم...
nader
رفاقت به معني حضور در کنار فردي ديگر نيست بلکه به معني حضور در درون اوست....
nader
خودت را نرنجان، آنكه بودنت را قدر ندانست لایق حضور در فكرت هم نیست
nader
آدمهاي ساده رادوست دارم،همانهايي كه بدي هيچكس راباورندارند، همانهايي كه براي همه كس لبخنددارند، همانهاييكه بوي ناب "آدم" ميدهند.
nader
آدمهاي اطرافمون مانند روز جمعهاند، نه زوج و نه فرد، پر از ابهامند