nafas-74
دردناک ترین جدایی ها آنهایی هستند که نه کسی گفت چرا و نه کسی فهمید چرا !
nafas-74
لحظاتی وجود دارند که دراز کشیده ای خیره به آسمان و یک چیزی مثل صاعقه وجودت را خالی می کند. زیرلب می گویی دیگه مهم نیست! و یک چیزی توی زندگی ات تمام می شود بترس از روزی که دیگر برایم مهم نباشی…
nafas-74
گاهی باید فقط ؛ سیگاری بگذاری روی لب هایت یقه های پالتو ات را بدهی بالا دستهایت را بکنی در جیبت و بروی
nafas-74
هر چه دادم به او حلالش باد غير از آن دل كه مفت بخشيدم دل من كودكي سبكسر بود خود ندانم چگونه رامش كرد او كه ميگفت دوستت دارم پس چرا زهر غم به جامش كرد...
nafas-74
اینطور نمیشود باید یک غریق نجات همیشه همراهم باشد غــرق در فـکرت شدن اصلا دست خودمــ نیست.....
nafas-74
نه نیما... نگو تو را من چشم در راهم... اینجا با بیان نیاز خود کوچک تر میشوی... برنمیگردند که هیچ... هار هار به عشقت میخندند...
nafas-74
چه معنـــــى دارد زندگى…!؟ وقتى که هیچ اتفاقى من و تو را سر راه هم قرار نمى دهد
nafas-74
وقتی دلت یه جایی”گیر”باشه……
کل زندگیتو رو”نخ کش”میکنه…….
nafas-74
درست است ڪـﮧ
بعضے ها بوده اند و بعضے ها هستند!
و خیلے ها هم بعدا مے آیند!
اما من مے خواهم عزیزه ِدله تو باشم
مے دانی ...؟؟
این را از همه بیشتر دوست دارم.
nafas-74
دلتنگم ......دلتنگ کسی که گردش روزگارش به من که رسید از حرکت ایستاد....... دلتنگ کسی که دلتنگی هایم را نفهمید!!!!!دلتنگ خودم............ خودی که مدتهاست گم کردم ..........
nafas-74
هربار که می خواهم به سمتت بیایم ، یادم میفتد دلتنگی دلیل خوبی برای تکرار یک اشتباه نیست !
nafas-74
ﺧﻮﺵ ﻣﯿﮕﺬﺭﻩ ﻣﺎﻝ ﻗﺪﯾﻢ ﺑﻮﺩ ، ﺍﻻﻥ ﺩﯾﮕﻪ ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺷﯿﻢ ﮐﻪ ﻣﯿﮕﺬﺭﻩ . . .