nafas-74
چه راحت میگویند قسمت نبود!!! نمیدانند ان قسمتی که از ان سخن میگویند دنیای کسی بود که هر ذره ان را هر شب با اشکی میساخت..
nafas-74
دلم خیلی تنگ شده واسه اون وقتایی که دلت برام تنگ میشد ... A
nafas-74
من… در هق هق شبانه ام نفس کم می اورم….. درحالی که تو…. به عشق جدیدت میگویی نفسم
nafas-74
مـ ـوهـایـت را که چـنـگ مـیـکـنـی … مـــن مـیـــزنـ ـم و قـلـ ـم مـیـــرقـصـد !! عزیـــــــز مــ ـن آرامـ ـتـر … ایــن شـعـر دیــوانـه شــد …
nafas-74
از قــــــبل هم باید حدس مـــــی زدم می روی. "رفتن" همیشه حتی در دستور زبان فارســـی "لازم" است...
nafas-74
امروز رگ احساسم را با ” تیغ بی تفاوتی” زدم!!!
قید احساسم را زده ام اما
تو راحت باش...!
nafas-74
رفتـــی .. از ایــن آغــوش چهـ راحــت ..
nafas-74
بچه که بودم مامانم می گف تو خیابون پفک و چیپس و اینا نخور شاید یه بچه ای ببینه دلش بخواد ? یکی نیس همین مطلبو به این دختر پسرایی که سفت همدیگرو بغل می کنن و راه می رن انتقال بده ... A
nafas-74
اگر من و تو یکدیگر را دوست بداریم بدون آنکه پایبند هم باشیم بدون آنکه آزادی یکدیگر را صلب کنیم بدون آنکه اسیر یکدیگر شویم تا ابد می توانیم یکدیگر را دوست بداریم و قلب هامان را به دوست داشتن زنده نگه داریم