nafas-74
سبد قلبم را! پر خواهم کرد از عطر تنــت تا که یادم باشد روزی!!! "اینجا" بودی ... نزدیک تر از من! به خودم ...
nafas-74
خوش بودن که به همین سادگــــی نیست! کلی ماجرا دارد... باید تو باشـــی و باران روی مبل ِ کنار شومینه جامهای شـــــراب و سیگار پشتِ سیگار گرمای دستــــهای تو باشد لبخندت... و چشمان ِ من خیره به این همه زیبایــی... انگار خوش بودن به همین سادگی ست!
nafas-74
و من هنوز تو را مثل “ تمام شد ” مشق شبم دوست دارم . . .
nafas-74
قصه ی من هنوز تمام نشده... نمیدانم چرا کلاغم زود به خانه اش رسید...؟
nafas-74
لباس پاره مترسک رادیدم، دلم گرفت،درمیان عروسکهاهم فرق وجوددارد...
nafas-74
تقصیر خودمونه … بعضی ها عددی نبودند و ما آنها را به توان رساندیم !
nafas-74
هــی رفـیق دهـه شـصـتـی: مـیدونم تـو جــــــــــــوونی پـیـــــــــر شـدی میـدونـم آهـنـگ یـو یـو بـازی کـردنـت آژیـر قـرمـز بود... میـدونـم واسـه دوچـرخـه و آتـاری مـعـدل 20 آوردی و هـرگـز نـخـریدن برات... می دونـم کلاسـات پـر آدم بـود ... میـدونم ...حـالا بـایـد هـم کلام نـسـل "جـاسـتـیـن بایـبـر" شـوی!!! کسـایی کـه شلوار را تـا نـصـفـه کـشـیـده اند بـالا و افـتـخـار مـیـکـنـند!!! سخـت اسـت رابـطـه ات بـا سـلـنـا و جنـیـفر و آنـجلیـنا!!! سخـت اسـت فـهـمـیـدن عـجـیجـم و عجـقم!!! ببـیـن مـنـو ، سـرتـو بـگـیـر بالا، گـــــــــریـه نکـن رفـیق، در عـوض یـه مـرد و یـه زن واقـعـی بـار اومـدی به سـلامـتـی هـمـه دهـه شـصـتـی هـا... بـه سـلامـتـی مـا هـفـتادی هـا کـه داغـــــــــونـتـریـم!!!
nafas-74
تو را من “تو” کردم
وگرنه “او” هم زیادت است
پس اینقدر برایم ،شما,شما نکن…
nafas-74
بعضیا باید انقدر بمونن تو “کفت” که خوب تمیز بشن
nafas-74
بـانـــو …
بغـض ها را گاهـى باید قـورت داد ،
عاشقانـه ها را از پنجـره تـُف کـرد
و درهـا را به روىِ همـه بست …
باور کــن ؛
گاهـى ” هیــچکــس ” ارزشِ دچار شـدن را نـدارد …