یادش بخیررررررررر: وقتی8 یا 9 سالم بود.میرفتیم شمال خونه مامان بزرگم...همیشه عاشق این بودم که برم سنجاقک بگیرم بهش نخ وصل کنم وقتی بیچاره می خواست پرواز کنه. بکشمش عقب.... اگه بدونین چه فازی میداااااااااااااااااد....ولی العان که بهش فک میکنم به شدت نادم و پشیمونم.