نغمـــــه ی دل
داشتم از عشق برایش می گفتم فکر کرد قصه است خوابش برد
نغمـــــه ی دل
هر که منظور خود از غیر خدا می طلبد،او گدایی است که حاجت ز گدا می طلبد.
نغمـــــه ی دل
هنگامی که دری از خوشبختی به روی ما بسته میشود ، دری دیگر باز می شود ولی ما اغلب چنان به دربسته چشم می دوزیم که درهای باز را نمی بینیم.
نغمـــــه ی دل
آدمهای تنها آزروهای کوچکی دارند… شبیه اینکه کسی در خانه را به رویشان باز کند…
نغمـــــه ی دل
کسانی هستند که از خودمان می رنجانیم ....مثل ساعت هایی که صبح دلسوزانه زنگ می زنند و در میان خواب و بیداری بر سرشان می کوبیم....بعد می فهمیم که خیلی دیر شده وقتی که تنهایی به سراغمان می آید …
نغمـــــه ی دل
از یک گوشه ی اتاق به گوشه ی دیگر سفر می کند … تمام فاصله اش تا من همیشه همین قدر است … تنهایی !
نغمـــــه ی دل
غریبانه شکستم من اینجا تک و تنها / دل خسته ترینم در این گوشه دنیا ای بی خبر از عشق که نداری خبر از من / روزی تو آیی که نمانده اثر از من
نغمـــــه ی دل
کاش دستی از فراسوی افق ، گوش سنگین زمان را می کشید... هم زبانی می رسید از راه دور ، طعم تنها بودنم را می چشید
نغمـــــه ی دل
زندگی به سختی اش می ارزد... اگرتودرانتهای هرقصه ایستاده باشی ....خدای خوب من.... ....
نغمـــــه ی دل
قــــدر لـحـظـه ها را بـــدان.... زمـــانـی مـی رســد کــه تــــو دیـــگـر قــــادر نـــیستی بــگـویـی : ” جــــبـــران مــی کـــنم “ ....
نغمـــــه ی دل
تو از زیبا ترین نیلوفر من ، بخوان غم را تو از چشم تر من… بدان این روی زرد از دوری توست ، که سر بیرون زد از خاکستر من . .
نغمـــــه ی دل
این روزها پوستم کمی نازکتر شده . این روزها طاقتم کمی بی حوصله تر شده. این روزها انتظارم کمی بی صبرتر شده این روزها شبهایم کمی بی ماه تر شده . این روزها دست هایم کمی خالی تر شده . این روزها وجودم پر از تـــرک شده…. تلنگر نزن ، می شکنم.
سلام خوبي عزيزم
13 سال و 2 ماه و 13 روز و 15 ساعت و 3 دقيقه قبلمرسی که دنبالم کردی
12 سال و 11 ماه و 25 روز و 17 ساعت و 35 دقيقه قبل