❁❀ றõɧ∂றற∂đ - Ħ ❀❁
پسري که از اين سرِ شهر ميکوبه مياد دنبال تو, پسري که بدون ترس و محکم, همه جا دستاشو دورت حلقه ميکنه, پسري که اس ام اساش کوتاه هست اما پر احساسه, پسري که دستات رو تو چراغ قرمزِ خيابونا محکمتر ميگيره, ... پسري که بي هوا برات اس ام اس هاي غمگين ميفرسته, پسري که تو بيرون رفتناي دسته جمعي ساکت تر از هميشه است, پسري که وقتي داري حرف ميزني تو صورتت لبخند ميزنه, پسري که موهاتو از جلوي چشمات ميزنه کنار, پسري که وقتي تو خودتي, قلقلکت ميده؛ اين پسر رو حق نداري اذيت کني؛ حق نداري......
nakesemehraboon
او رفت.....قصه ام کوتاه بود ولی پر از خاطره............. اینو یکی از دوستان نوشته بود
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
او رفت ...قصه ام کوتاه بود همین....
♥ღ سکوت زندگی♥ღ
نفرین به عاشقی ...وقتی یه بازی بود....
nakesemehraboon
کدام درست است؟ در بازگشت از كليسا، جك از دوستش ماكس مي پرسد: «فكر مي كني آيا مي شود هنگام دعا كردن سيگار كشيد؟» ماكس جواب مي دهد: «چرا از كشيش نمي پرسي؟» جك نزد كشيش مي رود و مي پرسد: «جناب كشيش، مي توانم وقتي در حال دعا كردن هستم، سيگار بكشم.»
ال ناز
به سختترین شکل ممکن مردن رو فهمیدم / مادرم رفت ...
مستانه پارس
از مــــــرگ نـتـرسـید از این بتـرسید کـه وقتـی زنده اید حسي درون شـــما بمــــــیـرد .....!