دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

nakesemehraboon

دلم یک خیابان میخواهد که بشود در آن با تو قدم زد جایی که مردمش زبان مارا بلد نیستند من به زبان خودم... درباره »
nakesemehraboon
مرد - مجرد
امتیاز: 1424

دنبال‌شدگان

(209 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(255 کاربر)

گروه‌ها

(9 گروه)

بازدید

nakesemehraboon
nakesemehraboon

دلم یک خیابان میخواهد که بشود در آن با تو قدم زد جایی که مردمش زبان مارا بلد نیستند من به زبان خودمانی هی بگویم دوستت دارم و عابران در گیر این کنجکاوی باشند من چه میگویم که تو اینطور میخندی...

nakesemehraboon
nakesemehraboon

در کودکی در کدام بازی ، راهت ندادند ، که امروز ، اینقدر دیوانه وار ، تشنه ی “بازی کردن” با آدم هایی؟ !

nakesemehraboon
nakesemehraboon

خیلی از آدم هایی که دوست دارن با شما باشند ؛ از روی علاقه به شما نیست ، صرفاً به خاطر این که چشم ندارند شما را با کسِ دیگری ببینند ! آن زمانیکه مطمئن شدند تنها هستید ، تنهایتان می گذارند . . . !

nakesemehraboon
nakesemehraboon

و خاصيت عشق اينست...........بی احساست می کنه

nakesemehraboon
nakesemehraboon

دستهایی که کمک می کنند، مقدس تر از لب هایی هستند که دعا می کنند.

nakesemehraboon
nakesemehraboon

گــاهــی آنـکـس کـه مـی خـنـدد و مـی خـنـدانـد مـیـخـواهـد حـواسـت را از چـشـمـانِ گــریــانـش پــَرت کـنـد .

nakesemehraboon
nakesemehraboon

من بیهوده سوختم ... درست مثل یک سیگار روشن وسط لبهای کسی که سیگاری نبود ..

nakesemehraboon
nakesemehraboon

رویای چشمات خوابو ازم گرفته........

nakesemehraboon
nakesemehraboon

یه Folder خیلی شخصی و خصوصی دارم تو لپتاپم اسمش رو گذاشتم : “غرب از نگاه استاد رحیم پور ازغدی” اینجوری دیگه فکر نکنم کسی بازش کنه

nakesemehraboon
nakesemehraboon

دیده بگشا .....تا جان ببینی نه جهان نما

nakesemehraboon
nakesemehraboon

nakesemehraboon
nakesemehraboon

روزی فکر میکردم اگر او را با دیگری ببینم شهر را به آتش میکشم ولی....امروز حاضر نیستم کبریتی روشن کنم تا بدانم او کجاست!!

nakesemehraboon
nakesemehraboon

وقتی که خیلی بی حالم

nakesemehraboon
nakesemehraboon

انتقام کار من نیست...رهایت میکنم!همین برایت بس است!!

nakesemehraboon
nakesemehraboon

يـــــه وقــــتايی يــه كسايی رو تــــو زندگـــــيمون راه ميديم كه تو خونــــه به زور راشون مــــيدادن !!

nakesemehraboon
nakesemehraboon

هرگز نفهمیدم فراموش کردن درد داشت یا فراموش شدن … به هر حال دارم فراموش می کنم فراموش شدنم را