farzan
یه دوست چینی داشتم ! مریض شد براى عیادتش رفتم بیمارستان کنار تختش واسادم … دوست چینیم بهم گفت : چینگ چونگ چَن چووون… جون داد بدبخت…!!! براى ترجمه این جمله رفتم چین… اونجا از یه مرد چینی معنیش رو پرسیدم اون مرد چینی بهم گفت : پاتو از رو شیلنگ اکسیژن وردار کصافطططط
farzan
از فانتزیای اصلیم اینه که واسه یه سرماخوردگی ساده برم دکتر یهو بگن بیماری لاعلاج داری و فقط ۱ سال زنده میمونی ! منم ۱۱ماه با این راز تو سینم زندگی کنم تا اینکه یه روز که خیلی اطرافیان یا همکلاسیام اذیتم کردن این راز رو فاش کنم و همه تو بهت و حیرت به هم نگاه کنن و زبونشون بند بیاد … منم در همین حین صحنه رو به سمت نور افق ترک کنم و در نور محو بشم و هرچی صدام کنن و دنبالم بیان بهم نرسن و بقیه ی عمرشونو تو حسرت و غم و احساس عذاب زندگی کنن کصـافـطــا !!! اخیرا هم به این شکل کاملش کردم : بعد که ۱سال تموم شد به نحو عجیبی زنده بمونم و قیافه و هویتمو عوض کنم برم تو کلاس به عنوان یه شاگرد جدید بشینم که از خارج اومده ؛ بعد عذاب وجدانشونو ببینم حال کنم ! تخیل در حد جنگ ستارگان هندی
farzan
زندگی دفتری از خاطرههاست یکنفر در دل شب یکنفر در دل خاک یکنفر همدم خوشبختیهاست یکنفر همسفر سختیهاست چشم تا باز کنیم عمرمان میگذرد ما همه همسفر و رهگذریم آنچه باقیست فقط خوبیهاست
farzan
وقتی سرت رو رو شونه های کسی میذاری که دوسش داری بزرگترن آرامش دنیا رو تو خودت حس میکنی و وقتی که کسی که دوسش داری سرش رو رو شونه هات میذاره احساس میکنی قویترین موجود جهانی
farzan
یه دوست دخترم نداریم . . . . . . . . عوضش یه اعصاب راحت،یه کیف پر از پول،خوردن ساندویچ فلافل با ترشی بدون هیچ گونه کلاسی،یه عالمه انتخاب، اصن یه وضعیییی
farzan
عربا به گوگل پلاس می گن قوقل بلاس اصن یه وضی