دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

علی ورژن نوکری ...!

علی ورژن نوکری ...!
مرد - مجرد
امتیاز: 2615

دنبال‌شدگان

(420 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(308 کاربر)

گروه‌ها

(16 گروه)

بازدید

هذیان های یک دلقک
هذیان های یک دلقک
توسط موبایل توسط علی ورژن نوکری ...!

من کیم؟؟؟!!! کسی میدونه؟؟؟!!! من همون ای ام ک هیچوقت عوض نمیشه!... همونی ک همه باهاش اما کسی باهاش نمی مونه!!!..... همونی که اونقدر یه اهنگ گوش میده که از ترانه گرفته تا ریتم و خوانندش بشه...!!!.... همونی ک هق هق همه رو با جونو دل گوش میده اما خودش زیر بالش میترکونه...!!!.... همونی که همه فکر میکنن سخته و اما باهر تلنگری ..... همونی که مواظبه کسی ناراحت نشه اما همه ناراحتش میکنن..... همونی ک تکیه گاه خوبیه اما واسش تکیه گاهی نیست..... همونی که کلی حرف داره اماهمیشه ....!!!! همون کسی که حرفای دلش یک مشت هذیانند ...

علی ورژن نوکری ...!
علی ورژن نوکری ...!
توسط موبایل در فقط حرفایِ خودم

مرورگرمو عوض کردم با این یکی میشه پست هاتون رو لایک کنم

بی شُعـــور
بی شُعـــور
توسط موبایل توسط علی ورژن نوکری ...!

زنگ دوم ادبیات پارسی داشتیم بعد این که درس تموم شد 15دقیقه وقت اضافه اومد معلم هم تایم استراحت داد چون شوفاژای مدرسه روشن بود کلاس روشن بود اکثر بچه ها حتی معلم داشتن چرت میزدن فقط منو چندتا از دوستام بیدار بودیم داشتیم حرف میزدیم دیدم همه خوابن بلند داد زدم پاشید صبح شد بد بخت معلمه از ترس نزدیک بود سکته کنه

بی شُعـــور
بی شُعـــور
توسط موبایل توسط علی ورژن نوکری ...!

اصن این گروه گروه منه باور کنید میتونم توش روزی حداقل 5تا پست بدون کپی بذارم

بی شُعـــور
بی شُعـــور
توسط موبایل توسط علی ورژن نوکری ...!

تو کلاس دس کنی تو دماغت بمالی به بغل دستیت

بی شُعـــور
بی شُعـــور
توسط موبایل توسط علی ورژن نوکری ...!

امروز داشتیم ورزش داشتیم داشتیم فوتبال بازی میکردیم وسط بازی مدیر مدرسه و فراشه اومده بودن وسط زمین داشتن حرف میزدن (دقیقا جلوی دروازه تیم مقابل ما )منم یه توپ که رفت تو اوت (دروازه بودم )با دست پرتاب کردم تو سر مدیر (جوری که انگار میخواستم پاس بدم به هم تیمیم )خورد تو کمرش بعدم ازش عذر خواهی کردم اونم رفت دیگه اونجا وای نستاد

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
بی شُعـــور
بی شُعـــور
توسط موبایل توسط علی ورژن نوکری ...!

یکی رو صدا کنی بعد که اومد سمتت بی اینکه نگاهش کنی بذاری بری

علی ورژن نوکری ...!
2782.jpg علی ورژن نوکری ...!
توسط موبایل در فقط حرفایِ خودم

1374/8/6بود ساعت 9صبح که پای به زمین گذاشت تا لیلی قصه های من شود ... @لیلی سابق xX

این ارسال را بازنشر کرده است.
علی ورژن نوکری ...!
علی ورژن نوکری ...!
توسط موبایل

وای الان یکی رو قهوه ای پررنگ کردم تو بانک داشتم آب میخوردم لیوان نداشت مجبور شدم با دست بخورم یه مرده حدود سی ساله اومد گفت :با دست نخور دهنتو بگیر زیرش گفتم :اینجوری راحت ترم گفت اینطوری میکروب ها هم راحت ترن اتفاقا. ..گفتم اونش دیگه به شما هیچ ربطی نداره دو سه ثانیه تو چشماش بد نگاه کردم یارو رفت تو افق محو شد خیلی حال داد

علی ورژن نوکری ...!
علی ورژن نوکری ...!
توسط موبایل

داشتیم از مدرسه بر میگشتم دبیرستان رو برو بغل (جفتشون دخترونست)تعطیل شدنکم مونده بود بهمون تجاوز کنندخترم دخترای قدیم

علی ورژن نوکری ...!
علی ورژن نوکری ...!
توسط موبایل در فقط حرفایِ خودم

شب بدی نبود ...فقط یکم استرس داشتم و دارم ...شب بخیر

علی ورژن نوکری ...!
علی ورژن نوکری ...!
توسط موبایل

راسته شمالیا به کشتی میگن ؟ (تهش خیست )

هذیان های یک دلقک
هذیان های یک دلقک
توسط موبایل توسط علی ورژن نوکری ...!

عشق یعنی بودن ...ندیدن ...

علی ورژن نوکری ...!
علی ورژن نوکری ...!
توسط موبایل در فقط حرفایِ خودم

یه صدای خوبم نداریم از ننه بابامون قهر کنیم بریم خواننده شیم