arash
یادت باشه همیشه خودتو بنداز تا بگیرنت چون اگه خودتو بگیری میندازنت..
-[ MeTi ]-
دخترک طبق معمول هر روز جلوي کفش فروشي ايستاد و به کفش هاي قرمز رنگ با حسرت نگاه کرد بعد به بسته هاي چسب زخمي که در دست داشت خيره شد و ياد حرف پدرش افتاد :"اگر تا پايان ماه هر روز بتوني تمام چسب زخم هايت را بفروشي آخر ماه کفش هاي قرمز رو برات مي خرم" دخترک به کفش ها نگاه کرد و با خود گفت:يعني من بايد دعا کنم که هر روز دست و پا يا صورت 100 نفر زخم بشه تا...و بعد شانه هايش را بالا انداخت و راه و افتاد و گفت: نه... خدا نکنه...اصلآ کفش نمي خوام
شبت قشنگــــــــــــــ
15 سال و 9 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 58 دقيقه قبلشب بخیر بهار جون..
15 سال و 9 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 57 دقيقه قبلشبت رنگین کمان...
15 سال و 9 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 56 دقيقه قبلبابای باربارا
15 سال و 9 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 56 دقيقه قبلashab khosh
15 سال و 9 ماه و 5 روز و 3 ساعت و 49 دقيقه قبل