arash
مردن و گم شدن از ماست نه از فاصله ها دل از اینهاست که تنهاست نه از فاصله ها گر چه دیگر همه جا پر ز جدایی شده است مشکل از طاقت دلهاست نه از فاصله ها
arash
من اگر آنقدر که به یاد تو هستم به یاد خدا بودم, آن دنیا نیمی از بهشت به نام من بود و تو اگر اینقدر که به یاد منی به یاد خدا باشی قطعا جهنم از آن توست
arash
همین که یاد من کردی تشکر همین که مرهم دردی تشکر در این دنیا که مردم بی وفایند همین که باوفا هستی تشکر
arash
به صد رسیده بودی چشم بسته گرچه قرار ما یک بازی ساده بود نیامدی بگردی و شاید از هزار هم گذشته بودی من پشت درختها زرد می شدم و دیگر خیال پیدا شدن از سرم پرید. من به شکل ساده ای من هستم. اگر این جا نیستم, گم نشده ام. به سادگی فراموش شده ام. … همین.
arash
از همان ابتدا دروغ گفتند! مگر نگفتند که “من” و “تو” ، “ما” می شویم؟! پس چرا حالا “من” این قدر تنهاست! از کی “تو” اینقدر سنگ دل شد؟!… اصلا این “او” را که بازی داد؟!… که آمد و “تو” را با خود برد و شدید “ما”! می بینی قصه ی عشقمان! فاتحه ی دستور زبان را خوانده است
arash
منتظر خوشبختی نباش تا لبخند بزنی شاید خوشبختی منتطر لبخند تو باشد
arash
دیروز می مردند و فراموش می شدند آرام آرام، امروز چه زود از یاد رفته ایم بی آنکه بمیریم!
arash
درد مثل گرگ میمومنه
گرگ را از هر طرف بخونی
گرگه
مثل درد!!
arash
به دنبال من.................. صبح بخیر بچه ها!
arash
برای اداره کردن خودت از عقلت استفاده کن و برای اداره کردن دیگران از قلبت
arash
بسیار نادر هستند کلماتی که ارزششان بیشتر از سکوت باشد
arash
مترسک عروسک زشتیست که از مزرعه مراقبت میکند و آدمی مترسک زیباییست که جهان را می ترساند.