نازنین
پاییز که شد؛ به جُرمِ کم کاری اخراجش کردند؛ رُفتگری که عاشق شده بود؛ و برگ ها را قدم می زد و جارو نمی کرد ...
نازنین
داره بي عشق مي خوابه بدون خطي لالايي داره با بغض مي خوابه تک و تنها با تنهايي تو آغوش خودش بازم صداي درد مي پيچه داره مي خوابه و اين بار تموم خواب،هاش هيچه...
نازنین
این روزهــــایم به تظاهر می گذرد... تظاهر به بی تفاوتی، تظاهر به بی خیـــــالی، به شادی، به اینکه دیگــــر هیچ چیز مهم نیست... اما . . . چه سخت می کاهد از جانم این "نمایش"
نازنین
آدم به جرم خوردن گندم با حوا شد رانده از بهشت اما چه غم حوا خودش بهشت است
نازنین
اگر گیاهان صدایی نداشته باشند به معنای آن نیست که دردی ندارند . . .
نازنین
يکی از علائم بيماری ساديسم اينه که ميگی: "ميشه يه چيزی بپرسم" بعد که طرف گفت چی و اينا !؟ ميگی:"هيچی بيخيال" !
نازنین
مردم اغلب بی انصاف بی منطق و خودمحورند ولی آنان را ببخش. اگر مهربان باشی تورا به داشتن انگیزه های پنهان متهم می کنند ولی مهربان باش. اگر موفق شوی دوستان دروغین و دشمنان حقیقی خواهی یافت ولی موفق باش. اگر شریف و درستکار باشی فریبت می دهند ولی شریف و درستکار باش. آنچه رادر طول سالیان سال بنا نهاده ای شاید یک شبه ویران کنند ولی سازنده باش. اگر به شادمانی و آرامش دست یابی حسادت می کنند ولی شادمان باش. نیکی های درونت را فراموش می کنند ولی نیکوکار باش. بهترینهایت را به دنیا ببخش حتی اگر هیچ گاه کافی نباشد و در نهایت می بینی هر آنچه هست میان تو و خداوند است نه میان تو و مردم! " دکتر علی شریعتی "
نازنین
شخصی را به جهنم بردند در راه برمیگشت و به عقب خیره می شد ، ناگهان خدا فرمود: او را به بهشت ببرید فرشتگان پرسیدند چرا ؟؟؟؟پروردگار فرمود : او چند بار به عقب نگتاه کرد ، او امید به بخشش داشت (خدا جونم خیلی دوست دارم )
نازنین
بگذار تا شیطنت عشق چشمان ترا به عریانی خویش بگشاید. هر چند انجا جز رنج و پریشانی نباشد , اما كوری را به خاطر آرامش تحمل مكن!( د.ع شریعتی
نازنین
چشم هایم ازدردهای پنهانی حکایت دارد دردهایی که جانم را میفرساید گام هایم به خستگی یک مرغابی هجران کشیده شده است ولی دل کوچکم هنوزبه رنگ آبی آسمان دل خوش است و من یقین دارم روزی به آسمان خواهم رسید