دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

ツRozitaツ

ツRozitaツ
زن - متاهل
امتیاز: 1636

دنبال‌شدگان

(363 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(318 کاربر)

گروه‌ها

(7 گروه)

بازدید

►ℳ@Ž@ђ£Я◄
4.png ►ℳ@Ž@ђ£Я◄

اینم ترول واسه دوتا معشوقعه شیرازی @✿.•*´BITA ✿.•*´ و @آتـیـــــــــلآ این ترول برگرفته از یک حقیقت محضِ واقعا آدم با نامزدش عکس نداره کیفیت اصلی [لینک]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ツRozitaツ
ツRozitaツ

@✿.•*´BITA ✿.•*´ بــے تــْو مـے شــَودَ زنـدِگـْے کـَرد ! قـَدَم زَد ؛فـیلْم دیـد؛چـآے خـورد؛سـَفـَر رَفـتْ فـقـَط . بـے تـو نـِمـے شـَوََد بـہ خْـوآب رَفـتْ .!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
►ℳ@Ž@ђ£Я◄
►ℳ@Ž@ђ£Я◄

رفیقم :مظاهر احتمالا تو اول کـِـرم بودی بعد دستو پــا پیدا کردی اصن محبت موج میزنه

ツRozitaツ
ツRozitaツ

@وحـــــید همه راهها بیراهه!! همه راهها به ترکستان!! میمانم مردانه تا ایستاده بگندم!!

مارچلو
مارچلو

اصلا زلف یار خوبه بلند و افشون باشه ..... خودت سرویس دهی کنی، موهاشو بشوری و خشک کنی و شونه بزنی ...... خب مو دقیقا به همین دردا میخوره دیگه شونه بزنی و ببافی و نوازش کنی البته.... البته ...... البته، بری پشت سر یار و موها رو شونه بزنی، صورتتو میون موها فرو کنی و عطرشونو بو کنی، بعد آروم با پشت دست موهارو یه طرف گردن بدی و وقتی سفیدی گردن هویدا گشت شپلق بزنی پس گردن یار و محکم بغلش کنی تا نتونه تلافی کنه ...... یه کار دیگه هم خیلی مزه میده ....... یواشکی یه لیوان آب سرد قایم کنی وقتی موهارو شونه میکنی سریع یقه رو بکشی و آب بریزی پشت گردن و کمر و البته اینبار بغل مغل نه، سریع فرار کنی

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
Avaz Azadi
HAMID.jpg Avaz Azadi

این برادر دوستمه اسمش حمید رضاست هفت روز پیش بر اثر تصادف حافظه اش رو از دست داده تو رو خدا تو این ماه عزیز واسه شفاش دعا کنین

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
ツRozitaツ
ツRozitaツ

@مارچلو اهنگ پروفایلتو برامون ترجمه کن

ツRozitaツ
ツRozitaツ

@وحـــــید گفتم یه خطاب بزنم بهت داری به همه خطاب میزنی خستگی از تنت در بیاد

محمدحسن مزروعی
محمدحسن مزروعی
توسط موبایل

ツRozitaツ
ツRozitaツ

@►ℳ@Ž@ђ£Я◄ یه معذرت خواهی بهت بدهکارم

ツRozitaツ
ツRozitaツ

امروز عصر نشسته بودیم تو پذیرایی با مهمونامون یه دفعه دیدم صدای جیغهای بلند میاد از تو سوئیت طبقه بالاییمون همگی دیویدیم رفتیم بالا فهمیدیم مادر یکی از دخترایی که اونجا ساکنه تو راه که داشته میموده پیش دخترش تصادف کرده و فوت کرده دختره خیلی خودشو به درو دیوار میزد تمام صورت خودشو چنگ زده بود همه جاش خونی شده بود هیشکی نمیتونست جلوشو بگیره هر کی میرفت سمتش با عصبانیت بهش حمله میکرد و چنگش میزد اخرشم @آتـیـــــــــلآ محکم گرفتش دختره هم بدون اینکه بدونه چیه و چه خبر محکم به اتیلا مشت میزد و جیغ میزد اخرشم تو دستای اتیلا بیهوش شد همگی خشکمون زده بود همگی گریه میکردیم من بابامو چند سال پیش از دست دادم بخاطر سهل انگاری خودم ولی مرگ مادر خیلی دردناکتره یه لحظه یاد @✿.•*´BITA ✿.•*´ افتادم یاد اونروز که تو خوابگاه همگی دور هم نشسته بودیم و خبر مرگ مامانشو بهش دادن بیتا اروم میلرزید و گریه میکرد یاد اونروز که خواهرش فوت کرده بود تو قبرستون موقع خاکسپاری افتادم دیدم بیتا یه گوشه وایساده و تنهایی داره گریه میکنه بازم اروم و بیصدا

و 2 کاربر دیگر این ارسال را بازنشر کرده‌اند.