ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
با نهایت خشم گفتم که بروی....تو دیگر چرا...مگر نمی دانستی که چقدر بریم حیاتی بودی؟؟؟...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
این روزها با تمام حضورت دیگر نیستی....
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
از تنهایی هایم برایت گفتم نه برای این که تنهاترم کنی...گفتم تا هیچ گاه حرفی از رفتن نزنی...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
باز هم آمدی.....از نو شروع کردی بازیت را.....بازی آن روزها به قدر کافی بس بود ...چرا دوباره؟؟؟
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
مَن همه ی دِلهُره ها،کَمبود ها،تَنهایی ها،همه و همه را برای تو میآورم ای سنگ صبور ؛اَما تو.......
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
شکستمــــ نه آن زمان که رفتیــــــــــــــــــــــــ .. همان وقت که گفتی می رویـــــــــــــــــــــــ ..
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
راه میروم و شهر زیر پاهایم تمام میشود... تو، هیچکجا نیستی!
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
التماس مال دیروز بود... مال وقتی که بچه بودیم امروز... ... ... ... می خواهی بروی؟ خوب برو...... خداحافظ.
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
دلــ ــم، یک بـ ـغـ ــل شعــ ــر می خواهد یک مشت آغــ ــوش آبـ ـی آستانت.. بـ ــ ــاران بـ ـبـ ــارد، لبـخنــ ـد بــزنــ ـی.. نــ ــفــــ ــس بکشم زیــر چــتــ ـر تــــ ــو!!...
ܓܨ♫ NarGesS ♫ܓܨ
كاش هيچ وقت به گنجشك هاي حياطمان دانه نميدادي... از آن روز كه رفتي... آنها هم مثل من محتاج دستان تو هستند...
از #سانسور ِ احساسی خسته ام. . .
13 سال و 6 ماه و 10 روز و 9 ساعت و 17 دقيقه قبل